زمان جنگ بین عیسی مسیح و لوسیفر در عدالت خداوند

 

 

Diapositive1 

 

در جهان غرب مادی ما، معاصران ما بیشتر در مورد زمان نگران آن را به آخر هفته آینده که بازگشت عیسی مسیح را دارند.

متاسفانه، این چیزی است که ما می توانیم تمام مکالمات روزمره در مراجعه کنید.

در این جاست که ما با « آمد  مسیحیت  « جهان غرب.

 

ما باید درک کند که نسل ما رنج می برد یک جنگ قدرت بی سابقه ای بین خوب و بد در میان حقایق دیگر که باعث این مسیحیت تمدن غرب ما است.

 

عیسی مسیح، بر طبق حرفش داده شده به مردان دو هزار سال وجود دارد مبارزه در این دوره از پایان بار برای نجات حداکثر موجودات را از چنگال شیطان است خود را مبارزه برای از بین بردن انسان « از خلقت خدا « با شروع با نابود کردن و نابود کردن » مسیحیت « به خراب کاری انتقام خدا که آسمان با تمام فرشتگان سقوط کرده که شیاطین شد دنبال می کردند.

 

من برای یک آتئیست این ممکن است از تخیل از مغز جوشان و بیمار به نظر می رسد به توافق برسند، اما در ایمان مسیح هر زندگی مسیحی، او می داند که آن را به سادگی تاریخ بشر که S ‘ در برابر چشمان ما در این زمان دشوار برای تحقق نبوتهای کتاب مقدس از پایان زمان محلی آخرالزمانی برآورده.

 

متاسفانه برای بشریت-مسیحیت تمدن غرب می دهد راه را برای اسلامی کردن جهان است.

 

این امر می تواند احمقانه به این باور است که اسلام هر روز به خدا منجر به خاطر ما می بینیم و دیدن همه وحشت، تمام جنایات و قتل عام تمام مسیحیان توسط اسلامگرایان به نام متعهد اسلام، محمد،  قرآن حدیث او .

 

اسلام انحراف، آن یک جانور زشت و نفرت انگیز که در پایان از هیولا زمان، متعصب تشنه به خون باعث و  « اسلامی »  آنها در ارزش های ترسناک هستند صد بار بدتر از نازی ها!

 

چیست حتی جدی تر این است که « اسلام » می گویند تقاضای خود را به نامه قرآن و « حدیث »  (پیامبر دروغین محمد) و در نتیجه قدرت و حتی وظیفه  کشتن همه کسانی که اسلام را رد می کنند.  » یهودیان، مسیحیان، ملحدان و دیگران … « 

 

اسلام است که در واقع سم و در واقع آن را دین لوسیفر است، او از دروغ گفتن برای از بین بردن مسیحیت و از دست دادن رانندگی راست به جهنم تمام کسانی که به او (مسلمانان) آمده ایجاد شده است.

 

این واقعیت چشم پوشی از گسترش اسلام است بدون گفتن پایان مسیحیت به شرایط و در نتیجه شرایط را پرستش لوسیفر به جای خدا.

 

اما این فقط از آنجایی که ما متوجه است که ما به خصوص زمان دشوار بر روی زمین است که ما درک (مسیحیان گرم در ایمان) که شرایط دشوار را در تمام جهات با نبوتهای کتاب مقدس اعلام پایان زمان و سازگار بودند زندگی می کردند بازگشت به زمین خداوند ما عیسی مسیح برای سلطنت هزار ساله خود است که ما را از قضاوت نهایی هم جدا کنید.

 

برای نگاه و تجزیه و تحلیل گذشته ما می بینیم که نبوتهای کتاب مقدس منادی پایان زمان و بازگشت به زمین عیسی مسیح با ایجاد دولت اسرائیل 1948 مه 14 آغاز شد.

 

تاریخ ایجاد دولت اسرائیل نیز تاریخ شروع به احتمال بسیار زیاد از پایان زمان چرا که تمام نبوت (حدود پنجاه، مشاهده و سه فیلم در انتهای مقاله) و کتاب مقدس آخرالزمانی منادی بازگشت عیسی مسیح در آن زمان آغاز شد.

 

ایجاد دولت اسرائیل در شرایط خاص و یا آن رخ داده است بدیهی است که اولین نشانه از پایان بار است.« این بخشش خدا به مردم یهودی است! « 

 

 

ما همچنین در این نمای گذشته که تمام پیشگویی های پایان بار با بیشتر و بیشتر زور و فرکانس از آن تاریخ 1948 مه 14 آمده است.

 

روز 14 مه 1948، تاریخ ایجاد دولت اسرائیل است، بنابراین بسیار مشخصه حمایت از شواهد (تحقق نبوت)، تاریخ برای آغاز دوره در اواخر به یاد داشته باشید زمان.

 

ببینید من مقاله:

بازگشت 2 0 1 5 سال عیسی مسیح!

 

پیشگویی های پایان بار:

 

http://www.pasteurdaniel.com/index.php/fr/?option=com_content&view=article&id=1047&catid=118:jesus-christ&Itemid=82

 

 

در حال حاضر، یک واقعیت تاریخی از نبوتهای کتاب مقدس منادی پایان بار در واقع همه میسر شده است.

 

کسانی که فاقد چنین زلزله بزرگ، تخریب رم و بازسازی معبد سوم در اورشلیم به طور مستقیم به زمان بازگشت عیسی مسیح مرتبط است.

 

به یاد بیاورید که همانطور که ما در حال حاضر در پست قبلی وبلاگ دیده می شود، دوره پایان بار حداکثر مدت زمان.

 

به خصوص در انجیل متی این مدت در فصل 24 آیات 33 و 34 پیدا کنیم

 

لینک:

پایان زمان

 

3 3 به طور مشابه، زمانی که می بینید همه این چیزها، می دانم که پسر انسان نزدیک است، در درب

 

34 من به شما بگویم حقیقت، این نسل نمی خواهد تا همه این چیزها اتفاق می افتد از تصویب دور.

 

بنابراین ما می یابند که طول آخر زمان یک نسل است.

 

به همین ترتیب آن بسیار مهم است که استرس است که هیچ ایست برای پایان زمان وجود دارد.

 

عیسی مسیح بیش از مشخص رسمی آیه « 35 » بود

 

35 آسمان و زمین به دور خواهد شد، اما سخنان من نباید منتقل می کند.

 

بنابراین روشن است که در اعطای بخشش به مردم یهودی های خدا در همان زمان باعث آخر زمان.

 

(حزقیال 36 / 24-28)

 

من شما را از سازمان ملل را، جمع آوری شما را از همه کشورها، و شما را به بازگشت به کشور خود را. من بر شما آب تمیز بریزید، و شما باید تمیز باشد. من شما را از همه پلیدی خود را از همه بت خود را پاک و. من یک قلب جدید به شما بدهد، و من روح تازه قرار. من از بدن خود را به قلب از سنگ حذف و شما یک قلب از گوشت به من بدهید. من روح من در شما قرار داده است، و من باعث می شود شما به راه رفتن در اساسنامه من، و شما قوانین من نگه دارید. شما باید در این سرزمین که من را به پدران شما به ساکن. شما خواهد مردم من، و من خدای شما خواهم بود

 

و در نتیجه از سال 1948 مه 14 در فضای یک نسل عیسی مسیح به زمین بازگشت. این یقین است.

 

مشکل برای ما این است که ما دقیقا مدت زمان دقیق نسل ذکر شده توسط عیسی مسیح، که با این حال کتاب مقدس است 70 سال را نمی دانند (متوسط ​​سن زندگی انسان) و 120 سال (حداکثر سن زندگی زندگی انسان).

 

ما نمی دانیم که اگر خدا خواهد پایان کامل از این نسل برای بازگشت به زمین از تنها پسرش عیسی مسیح در انتظار.

 

اما ما می دانیم که لوسیفر می کند زمان دقیقی از پایان زمان و در نتیجه تاریخ دقیق از بازگشت عیسی مسیح بر روی زمین را نمی دانند. (از آن تاریخ تنها خدا می داند)

 

بنابراین آنچه مسلم به نظر می رسد، در حالی که همه نبوتهای کتاب مقدس منادی پایان زمان و بازگشت عیسی مسیح در حال حاضر متوجه است که 1948 مه 14 ساعت شنی از پایان زمان تا به وضوح بازگشت شده است خدا اعطای عفو به مردم یهودی.

 

برای تحلیلی نگاه مغرضانه اما ما نیز در گذشته به عنوان یک مسیحی که ببینید ما از آن تاریخ 1948 مه 14 در وسط « زنده  زمان جنگ  « ، که می گیرد بین عیسی مسیح و شیطان است

 

برای عیسی مسیح

64790722

 

از 14 مه 1948، بندگان مومن خود، « مبلغان » خطر جان خود را تبلیغ و تعمید در سراسر جهان از جمله در گوشه دور افتاده ترین و وحشی از جهان.

 

آنها اطلاع تمام مردم از دستاوردهای نبوت کتاب مقدس از پایان بار و بازگشت قریب الوقوع عیسی مسیح است.

 

این یک انفجار واقعی از بشارت و تعمید از 1948 مه 14 برگزار می شود.

 

کتاب مقدس ترین کتاب منتشر شده در جهان تبدیل شد.

 

معادشناسی تبدیل به یک شور است که اجازه می دهد تا کسانی که تا افراط برای درک علائم و نبوت از پایان بار از جمله به تدریج کشف کتاب از کتاب مکاشفات یوحنا جان.

 

تعداد فزاینده ای از واعظان جلب توجه بشریت در تحقق نبوتهای کتاب مقدس و اعلام بازگشت عیسی مسیح برای نسل ما.

 

کشیش، شبان، مسیحیان مؤمن در ایمان آشکارا این موضوع آشکارا « در کلیسا حتی تابو، » بازگشت عیسی مسیح است.

 

زنجیره ای واقعی از سربازان مسیح در جهان ایجاد شده است به گسترش اخبار مثبت از اتمام نبوت و در نتیجه بازگشت قریب الوقوع عیسی مسیح است.

 

بلاگ ها و فیلم در بازگشت از عیسی مسیح بی پایان بر روی شبکه می باشد.

ببینید من مقاله:

 

افسوس، با وجود تمام حسن نیت از سربازان مسیح، تنها یک میلیارد نفر در هفت میلیارد صداقت مسیحیان و در میان کسانی که مسیحیان، بسیاری از کسانی که ولرم یا سرد در ایمان است.

 

برای لوسیفر

 

شیطان

 

بندگان مومن و فداکار او، آنها در حال کار از سال 1948 مه 14 برای از بین بردن مسیحیت به ویژه با اطلاعات غلط، الحاد، اسارت، ناامنی، فقر، جنگ و آزار و اذیت هایی که توسط ارتش آن ساخته شده« اسلام »، بلکه توسط نخبگان آن  « روشن فکران »  که در سایه زمین منجر شده توسط دلار قوی. (مقاله قبلی من مراجعه کنید اینجا )   

 

حدود پنجاه سال در کشورهای مسیحی غربی، مسیحیان در صلح و آزادی از نیاز زندگی می کردند وجود دارد.

 

امروز در کشورهای غربی ترس، ناامنی و فقر هستند بسیاری روزانه خانواده های مسیحی.

 

ما هنوز هم می تواند امروز در ایمان مسیحی حرارت بیش از یک سایه در کلیسا گرم یا سرد در ایمان است.

 

به دنبال حملات انتقادی شیطانی بر علیه مسیحیت، ما می بینیم که آن است که از همه طرف مورد حمله قرار با قدرت و در مقیاس بزرگ از اینس 2008 سپتامبر 29 (تاریخ از سقوط وال استریت)

 

 

حمله از درون

 

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

.

واتیکان نزدیک است و تخریب کلیساها بسیاری از سراسر جهان است.

استخدام کشیش مسخره شد.

صدفهای بزرگ و confessionals به تدریج از کلیساها حذف شده است.

زیارتگاه تخریب شده اند.

سنت ها و جشنواره های مسیحی هستند لغو و یا جایگزین با جشنواره کافر.

کتاب مقدس و صلیب عیسی مسیح از دادگاه خارج شدند.

ممنوع برای جشن کریسمس در خدمات عمومی تبدیل شده است.

 

حتی پاپ درباره تناقض با اعمال خود.

در اظهارات خود او آشکارا آزار و اذیت مسیحیان توسط شرق را محکوم و عمل او دریافت « پمپ های بزرگ » واتیکان « در سنت پیتر  نمایندگان ادیان دیگر از جمله مسلمانان با او ساخته شده نماز مشترک.

یکی از عجایب است که در این نماز به عنوان ادیان دیگر را عیسی مسیح به عنوان تنها پسر خدا و نجات دهنده از تائید نمی « مرد ».

 

حمله در خارج از کشور.

 

کلیسای سوخته

 

 

در کشور در شرق میانه، کلیساها تخریب، غارت و سوزانده، مسیحیان آزار و اذیت، از خانه های خود رانده، خانه های خود را به آتش کشیده، زنان در مقابل خانواده قبل از همه توسط اسلام گرایان که گریه کشته مورد تجاوز قرار گرفته با صدای بلند و به جهان است که آنها درخواست قرآن به معنای واقعی کلمه قتل عام مسیحیان روشن است.

دختر قتل حلب

 

 

تاریخ 2008 سپتامبر 29 روز بسیار قوی برای نشانه های کتاب مقدس بود.

 

این آغاز ویرانی جهانی که جهان (اعلام کتاب مقدس) خواهد شد قبل از بازگشت عیسی مسیح بازیابی نمی باشد.

 

بازار بورس نیویورک با شاخص -777.7 فرو ریخت.

توجه داشته باشید که نماد این هفت تمام و این واقعیت که 29 سپتامبر است نیز روز جشن از فرشتگان.

 

هر کس می تواند بدتر خواهد شد و بدتر می بینیم که از آن تاریخ 2008 سپتامبر 29 اقتصاد جهانی.

 

تاریخ 2008 سپتامبر 29 است همه مهم تر است که ما توجه داشته باشید که پس از نبوت کتاب مقدس منادی بازگشت عیسی مسیح به صورت نمایی هستند تقویت شده.

 

ما باید درک کنیم که لوسیفر است که واقعا بسیار قوی و رسولان خود مدیریت برای پوشیدن ضربات بسیار خشونت آمیز و بسیار موثر به مسیحیت است که نه تنها از همه طرف مورد حمله قرار بلکه به چندین کلیسا گفت نزدیکترین تقسیم به عنوان هر یک از دیگر در عیسی مسیح است.

 

ما همچنین اشاره کرد که از سال مارس 2012 ، حملات شیطان قوی تر از همیشه هستند، آزار و اذیت مسیحیان در سراسر جهان گسترده است. Precariousness و فقر هرگز به عنوان بسیاری از قربانیان بوده است.

 

ارزشهای مسیحی به قطره قطره شدن پرتاب، بد، خودخواهی، خود محوری، شهوت و فردگرایی تبدیل شده اند ارزش های واقعی مدرن است.

 

در شرق، آفریقا و شمال این سیاره آنها درگیری های نظامی بلکه بین باندهای رقیب اسلامی است که بر روی یک نقطه به توافق رسیدند عبارتند از:

 

این است که ما باید آزار و اذیت و کشتن مسیحیان.

کشتار

 

 

در کشورهای غربی « بود » کشورهای مسیحی قبل از  »  حمله  »  توسط اداره مهاجرت و جمعیت شناسی، که به تدریج از 1948 مه 14 با همدستی رهبران دولت ما شروع اسلامی، ما به حضور در افزایش نمایی از « اسلام »

 

اسلام و دین اسلام خود را در اروپا و در جهان غرب است که ما واقعا می تواند از حمله بشر، فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و اجتماعی صحبت می کنند چنان گسترده شده اند.

 

توجه داشته باشید که این جریان مهاجرت از چنین قدر که برخی از مسیحیان بسته و دیگر آموزش عیسی مسیح به دنبال  »  عشق، صلح، محبت، به اشتراک گذاری، احترام و فروتنی. « 

 

توجه داشته باشید که از سال 2008 سپتامبر 29 این مهاجرت اسلامی است که در غرب بسیار مهم بود در حال حاضر رشد در سرعت  »  V «   به دلیل میلیون ها نفر از خانواده در حال فرار از فقر، خشونت، آزار و اذیت، جنگ و جهادی.

 

از مارس 2012، مهاجرت جمعیت ده برابر افزایش یافته و متاسفانه بسیاری از غرق در پرواز در دریای مدیترانه (مردان، زنان و کودکان) می باشد.

 

صدها هزار نفر از کل خانواده های مسلمانان و مسیحیان در حال فرار هر هفته این دیکتاتورها تشنه به خون هستند که اسلام گرایان قتل عام و آزار و اذیت مردم و برای جلال بیشتری از لوسیفر!

 

ما باید محکوم مسیحیان اسلامی تحمیل دلیل آن را در برابر ایمان ما و آموزش عیسی مسیح می رود. « من راه و راستی و حیات هستم؛ هیچ کس می آید به پدر جز از طریق من »   

پیوند اینجا  جان 14.6.

 

 

ما باید، هر آنچه که دین خود را، برای کمک به این قربانیان تاسف از اسلام.

 

اما در کمک های خود را به محروم و قربانیان متعصب اسلامی ما هرگز نباید فراموش کرد که تنها  عیسی مسیح نجات دهنده و خداوند ما و همچنین است و تنها، دین مسیحیت درست است.

 

همه ادیان دیگر ادیان کاذب که پیروان پرستش لوسیفر فکر عبادت خدا هستند به جز برای مردم یهودی مرتبط با خدا است برای نشان دادن نیست و نیز به دست آمده عفو او 1948 مه 14.

 

محکوم اسلامی و نادرست ادیان باید ما را نه به عنوان جلوگیری از مسیحیان برای کمک به همه کسانی که به دنبال کمک ما و انتخاب هر یک از احترام بگذارند.

 

خدا به همه ما اراده آزاد و در نتیجه هر مسیر او می خواهد به دنبال انتخاب می کند.

 

وظیفه ما این است که مسیحی برای اطلاع رسانی و گسترش این کلمه « عیسی مسیح است که به زودی » اما به خصوص به زور نمی دیگران برای پیوستن به!

 

ما در سال 2015 هستند و ما با نگاه به گذشته است که از سال 1948 مه 14 و جهان واقعا چشمگیری تغییر کرده است را ببینید.

 

بدیهی است ما به عنوان مسیحی متوجه شدم که این تغییر با توجه به تحقق نبوتهای کتاب مقدس از پایان بار و بازگشت قریب الوقوع عیسی مسیح است.

 

و به عنوان سربازان مسیح ما را به جهان اعلام.

 

تا 29 سپتامبر 2008، تغییرات سازگار و مترقی بود.

 

البته ما می تواند توجه داشته باشید که جهان در حال تغییر بود، اما آن را از ویژگی های تمدن از تغییر است.گاهی اوقات آن را در مسیر درست و گاهی اوقات در اشتباه می رود.

 

اما از سپتامبر 29، 2008، تغییرات وحشیانه، قدرتمند و تبدیل شده اند پس از رسیدن پرشهای در تمام زمینه: بیماری، حوادث، شهاب سنگ به زمین میافتد، اقتصاد، علم (انفجار دانش)، خشونت، شورش ها، جنگ ها و از دست دادن ارزش .

 

توجه داشته باشید واقع کتاب مقدس همچنین برای پایان زمان برنامه ریزی شده:

Diapositive2

حیوانات خانگی، دام، ماهی و پرندگان توسط میلیون ها نفر هر سال از سال 2008 بدون هیچ دلیل شناخته شده می میرند.

 

این واقعیت ها از تاریخ است که هر کس می تواند چک می باشد.

 

ما همچنین می توانیم تایید، به عنوان آنها در حال حاضر نیز حقایق تاریخی، که ماه مارس سال 2012 آغاز جنگ بود « جهاد » ما شاهد شرق میانه است.

 

این جنگ ادامه حوادث شورش سال 2011 در سوریه است.

 

ما می توانید ببینید که بیماری، بلایای طبیعی، شهاب سنگ به زمین میافتد، اقتصاد، خشونت، شورش ها، جنگ ها و از دست دادن ارزش ها، از ماه مارس 2012، در حال ساخت ویران پایدار و قدرتمند است.

 

به طور مشابه ما هر روز شاهد پیشرفت های علمی جدید است.

 

این وقایع آخرالزمانی در حال تبدیل شدن بیشتر متعدد در این سیاره.

 

لطفا توجه داشته باشید که اطلاعات در رسانه ها « پراکنده » در مورد این موضوع!

 

آزار و اذیت مسیحیان هرگز به همان اندازه مهم بوده است از مارس 2012 این باند وحشی تشنه به خون« اسلام » که مسیحیان به نمایندگی از نوشته های کتاب را می کشند « قرآن حدیث + » و شبه پیامبر « محمد »

 

به تازگی یکشنبه، آوریل 19، 2015، است حمله به دو کلیسا، که به نظر می رسد به اراده خدا، در منطقه پاریس اجتناب شده است.

 

مقاله پرس لینک اینجا   

 

 

این پیامبر اسلام جعلی « محمد » تا به آخر زمان مهم است، در حدود سال 600 زندگی می کردند، اما آن را هنوز در سال 2015 در اسلام نزدیک به یک میلیارد پیروان. « مسلمانان «  و خوشبختانه برای مسیحیان است که آنها (در حال حاضر) نه همه اسلام گرایان متعصب.

 

مسیحی بودن یک در پایان زمان برای بسیاری از دشوار است، حتی بسیار دشوار است.

 

اگر عیسی مسیح آهسته به بازگشت به زمین است، من مطمئن هستم که او هنوز هم در ایمان نقض وی خود را در کلیسا است نیستم.

 

من برادران و خواهران در مسیح عیسی محبوب من دعوت به خواندن مقاله من.

 

مسیحیان آخر زمان!

 

روشن است که ما شاهد نصب شده قدرت به طور منظم از سال 1948 مه 14 منادی نبوتهای کتاب مقدس از پایان بار و بازگشت عیسی مسیح است.

 

 

اجازه بدهید به ما برای درک بهتر:

 

 

1948 مه 14: تاریخ ایجاد کشور اسرائیل و به طور بالقوه از آغاز تا پایان زمان در نزد دستاوردهای نبوتهای کتاب مقدس منادی بازگشت به زمین از عیسی مسیح است.

 

2008 سپتامبر 29  : سقوط از تاریخ وال استریت در تاریخ 29 سپتامبر نیز از تاریخ روز فرشتگان.

 

ما به تحقق نبوت است قدرت بالا از نصب شده است.

 

ما همچنین توجه داشته باشید که از آن به بعد از حملات علیه مسیحیت از قدر بزرگ هستند.

 

مارس 2012: آغاز حالت جنگ « جهاد »

 

متعصب اسلام گرایان دست به جنگ بدون تشکر از شما در برابر مسلمانان ولرم در اعتقاد و خواندن قرآن و حدیث.

 

آنها همچنین انجام یک جنگ به خصوص فرومایه در برابر جمعیت مسیحی در هر کجا که در اقلیت هستند.

 

ما شاهد واقعی « نسل کشی » که توسط اسلام گرایان در برابر جمعیت مسیحی به ویژه در آفریقا و شرق میانه است.

 

در جای دیگر در این سیاره این حملات طراحی شده اند که برای ایجاد یک فضای ترس و وحشت و حتی ترور از جمعیت مسیحی هستند.

 

اگر ما در پرتو کتاب مقدس تجزیه و تحلیل این سه تاریخ و نبوت دستاوردهای

 

ما می یابند که 1948 مه 14  آغاز پایان از زمان است.

 

2008 سپتامبر 29   آغاز رنج « که مدت کتاب مقدس است هفت سال ‘

 

ما همچنین می دانیم که کسانی که هفت سال به دو بخش از سه و هر نیم تقسیم شده است، و بخش دوم بدتر از اول است.

دانیل 9 آیه 27

http://bible.catholique.org/livre-de-daniel/4864-chapitre-9

او عهد شرکت با بسیاری از به مدت یک هفته نتیجه گیری. و در میان هفته او باید قربانی و ثواب، و بال اعجوبههای ترسناکی به یکی آمده باعث ویرانگر، و این تا زمانی که کشتار و چه شده است در گسترش ویران مقرر.

 

ما که سه و نیم جدا خوبی 2008 سپتامبر 29 مارس 2012 و باید توجه داشت که سه سال و نیم مارس 2012 ما را به سپتامبر 2015 به ارمغان می آورد.

 

هنگامی که جنگ « جهاد » در ماه مارس آغاز شده 2012 مربوط به جنگ به پایان زمان به رهبری« ویرانگر » « E. I. «  (دولت اسلامی)، همچنین به عنوان شناخته شده « DAECH ‘  ’42 ماهه رنج بزرگ «  به توسط عیسی مسیح در بازگشت او به تصویب رسید.

 

مارس 2012   آغاز رنج بزرگ 42 ماه است. 

 

بنابراین می گویند که بدون بازگشت عیسی مسیح است برای این سال 2015، آن است که با این حال روشن است که به احتمال بسیار زیاد است که این بازگشت در شکوه و جلال خداوند ما عیسی مسیح در یک زمان بسیار نزدیک باشد.

 

به عنوان مسیحیان ما می توانیم میزان زمان جنگ به عنوان کتاب عیسی مسیح و شیطان است را درک کنید.

 

عیسی مسیح مبارزه برای نجات بسیاری از برادران و خواهران ما،

به او را از طریق غسل تعمید و توبه حداکثر روح را

به سرپناه از عذاب پایان از همه کسانی که به عنوان ناجی انتخاب زمان.

برای محافظت از خود در برابر حملات توسط نیروهای شیطان است.

 

لوسیفر به دنبال قرار شک در ذهن مسیحیان، به آنها آموزش در فقر، بدبختی، نفرت و جنگ به آنها منجر به بهتر برده داری امروزی.

 

کار نخبگان لوسیفر 

ما محبوب من برادران و خواهران در مسیح ما سربازان مسیح افزایش یافته است و باید با صدای بلند حمل خبر خوب از بازگشت قریب الوقوع در شکوه و جلال خداوند ما عیسی مسیح.

 

توجه داشته باشید که خدا نیز باید در پایان زمان در هر مداخله تحقق ما را از عذاب و روز غضب او.

 

من انتظار می رود مجازات و خشم خدا در روز برای آخرین روز از پایان زمان، درست قبل از بازگشت عیسی مسیح.

 

و دوباره توسط نگاه تحلیلی در گذشته، من بدون اینکه قادر به گفتن باور اما چیزی که خیلی واقعی است که من نمی دانند که قبل از فکر نیست، من توضیح دهید:

 

به یاد داشته باشیم که در واقع مردم یهودی مصیبت واقعی از دو هزار سال مجازات برای همه گناهان مرتکب زندگی می کردند. و 1948 مه 14، خدا عفو.

 

اما این برای همه یکسان غیر یهودیان نیست!

 

همه ما (غیر یهودی) پاسخگو به خدا برای همه گناهان مرتکب شده است.

 

مسیحیان حقیقی ما باید توسط عشق عیسی مسیح نجات داد.

 

اما خواهد شد تنها کسانی که از گناهان خود، که از طریق غسل تعمید مسیح را به آمده، تقاضا برای عفو توبه و سپس با فروتنی در زندگی راه رفتن توسط گناهکاران توبه را نجات داد.

 

همه دیگران باید از حملات پیروان شیطان غلبه بر آزمایشات بیشتری خدا مقرر روبرو هستند.

 

ما می توانیم توجه کنید که از سال 1948 مه 14 کشور هایی که بیشتر به حملات توسط پیروان شیطان، و قربانیان بلایای عمده در معرض کشورهایی که مسیحیت یک اقلیت می باشد.

 

به طور مشابه آن را در این کشورها به اقلیت مسیحی است که از سال 2008 سپتامبر 29 مردم بیشتر از بلایای طبیعی و آزار و اذیت رنج می برند.

 

و در نهایت از ماه مارس 2012 است هنوز در همان کشورها به اقلیت های مسیحی، به عنوان بلایای طبیعی قوی ترین هستند و ما توجه داشته باشید که اسلام گرایان آنها را قتل عام در حالی که قتل عام عبور اقلیت های مسیحی است.

 

بنابراین ما پیدا می کند که مجازات خدا را به وضوح در پایان بار با افزایش به قدر از جنگ بین مسیح و شیطان است برابر گسترش یافته است.

 

عیسی مسیح، بنابراین عشق خود صرفه جویی، مجازات خدا، همه موجودات که غسل ​​تعمید و توبه به او آمده و خود را تحت حفاظت خود قرار داده است دعا و تواضع.

 

لوسیفر به دنبال انتقام توسط رنج می برند و از بین بردن حداکثر موجودات و به ویژه مسیحیان.

 

میزان خدا با استفاده از این زمان از پایان زمان مجازات و خشم خود را در کسانی که خودشان را تحت حفاظت عشق و صلح عیسی مسیح قرار داده نشده است.

 

خدا در این زمان از پایان زمان، توسط کمک های مالی در برابر برای همه گناهان خود را مرتکب شده است، به تمام کسانی که خود را تحت حفاظت عشق و صلح عیسی مسیح قرار داده بخشش.

 

نماز، ایمان، تواضع و توبه برادران و خواهران عزیز من در این لحظات بسیار دشوار قبل از بازگشت خداوند ما عیسی مسیح که وعده داده شده کمک خواهد کرد دو هزار سال برای آمدن به ما را نجات وجود دارد اتمام وقت.

 

بدیهی است که ما وجود دارد، و بازگشت او قریب الوقوع است.

 

اجازه بدهید به ما توبه!

 

 

در انتظار بازگشت پروردگار ما ما هنوز باید به صورت چند روز و روز بسیار دشوار است.

 

مشکلات هنوز هم تقویت شود و آنها هنوز هم به طور فزاینده تقویت مانند درد زایمان تا زمانی که عیسی مسیح خداوند بر کوه زیتون. جان 16.21

18 زلزله در نپال در 3 روز 

http://www.emsc-csem.org/#2w

 

 

بالتیمور، بحران اقتصادی: سیاهان حمله سفید پوستان

http://echelledejacob.blogspot.fr/2015/04/baltimore-crise-economique-les-noirs.html

 

صلح، عشق و شادی در دل ها و خانه های در پیش بینی از بازگشت خداوند ما عیسی مسیح برای سلطنت هزار ساله خود است که ما را از قضاوت نهایی هم جدا کنید.

 

لطفا برادران و خواهران در مسیح عزیز من می خواهم به ارتباط خوب با تمام مخاطبین خود را از این لینک برای دسترسی مستقیم به تمام مقالات من:

 

http://wordpress.com/read/blog/id/10443259/

 

زمان کوتاه است و ما باید تمام کار به گسترش انجیل ، « عیسی مسیح است که به زودی » 

 

من می تواند اشتباه و این امر می تواند اولین بار نیست اما من فکر می کنم که بازگشت عیسی مسیح خوبی برای این سال، 2015 است.

 

من از شما دعوت به خواندن و یا بازخوانی مقاله من:

 

بازگشت عیسی مسیح در 14 مه OR 2015 سپتامبر 15! در طول جشن ترومپت

 

من هم از شما دعوت به تماشای این فیلم ها را در سه نبوت از زمان پایان دکتر پیتر گیلبرت « Escathologue ».

 

 

او فکر می کند که رنج هنوز نمی آمد.

 

من موافقم که ما در حال حاضر در پایان از سختی و رنج درست قبل از بازگشت عیسی مسیح، اما من یک پیامبر و من می تواند اشتباه، با این حال ما باید همیشه آماده برای دیدار با خداوند در هر لحظه باشد.

شماره 1

 

شماره 2

 

شماره 3

 

من هم از شما، برادران و خواهران عزیز من زیر دعوت به خواندن انجیل مرقس

پیروز

انجیل مرقس

 

http://www.info-bible.org/lsg/41.Marc.html

 

علامت گذاری به عنوان 1

1.1

ابتدای انجیل عیسی مسیح، پسر خدا.

1.2

با توجه به آنچه که در اشعیا نوشته پیامبر: بنگر من رسول من قبل از تو ارسال، که باید راه تو آماده.

1.3

صدای گریه یکی در بیابان: آماده راه خداوند، راه را خود.

1.4

جان تعمید را در بیابان، موعظه تعمید توبه برای آمرزش گناهان.

1.5

همه کشور یهودیه و همه ساکنان اورشلیم به او رفت. و اعتراف به گناهان خود، آنها توسط او در رود اردن تعمید گرفتند.

1.6

جان با پشم شتر و یک کمربند چرمی دور کمر خود لباس شد. او ملخ و عسل وحشی خوردند.

1.7

او موعظه کرد و گفت: بعد از من می آید یک تواناتر از من، و من لایق به خم شدن به پایین به من نیست، صندل سبک از که صندل وجود دارد.

1.8

من شما را با آب تعمید. او شما را با روح القدس تعمید خواهد داد.

1.9

در آن زمان عیسی از ناصره جلیل آمد، و توسط جان در اردن غسل تعمید شد.

1.10

در آن زمان او را از آب خارج شد، او را دیدم آسمان باز و روح نزولی بر او مانند کبوتر.

1.11

و یک صدا از آسمان به زمین آمد و گفت: تو پسر عزیز من، که در آنها من به خوبی خوشحال.

1.12

بلافاصله روح عیسی را به بیابان برد،

1.13

جایی که او چهل روز به سر برد، وسوسه توسط شیطان. و فرشتگان خدمت به او، او با حیوانات وحشی بود.

1.14

پس از جان دستگیر شد، عیسی به جلیل آمد، موعظه انجیل خدا.

1.15

و گفت: هم برآورده، و ملکوت خدا نزدیک است. توبه و بر این باورند که خبر خوب.

1.16

همانطور که او در طول دریای جلیله به تصویب رسید، او را دیدم شمعون و اندریاس برادر شمعون ریخته گری یک شبکه را به دریا. برای آنها ماهیگیران بودند.

1.17

عیسی ایشان را گفت، من دنبال، و من شما را صیاد مردم را.

1.18

بلافاصله آنها شبکه های خود را ترک و به دنبال او.

1.19

پس رفته کمی بیشتر، او را دیدم ژاک، پسر Zebedee، و جان برادرش، که او نیز در قایق مرمت شبکه بودند.

1.20

بلافاصله او آنها را به نام. و آنها پدر خود Zebedee در قایق با بندگان استخدام سمت چپ، و به دنبال او.

1.21

آنها به شهر کفرناحوم رفت. و در روز سبت، عیسی اولین بار وارد کنیسه، و تدریس می شود.

1.22

آنها در دکترین خود را شگفت زده شد: برای او آنها را به عنوان یکی داشتن اقتدار آموخت، و نه به عنوان کاتبان.

1.23

و وجود دارد در کنیسه های خود را یک مرد با روح پلید، و او گریه:

1.24

آنچه که او بین ما و شما عیسای ناصری بود،؟ شما به ما از بین ببرد. من می دانم که تو هنر، قدوس خدا.

1.25

عیسی به او سرزنش کرد و گفت، نگه صلح تو، و بیرون آمدن از او.

1.26

و روح پلید از او آمد، تکان دادن خشونت، و با گریه با صدای بلند.

1.27

همه آنها شگفت زده شدند، به طوری که آنها در میان خود مورد پرسش، گفت: این چیست؟ آموزش جدید! او فرمان حتی ارواح پلید، و آنها از او اطاعت!

1.28

و شهرت او به تمام منطقه اطراف جلیل پخش شده است.

1.29

ترک کنیسه، آنها با ژاک و جان به خانه شمعون و اندریاس رفت.

1.30

زن پدر از سیمون بیمار با تب دراز. و بلافاصله او را در مورد او گفت.

1.31

پس آمده در نزدیکی، او را بلند کرد تا با در نظر گرفتن دست او، و تب او را ترک کرد. و او آنها را خدمت کرده است.

1.32

آن شب، پس از غروب آفتاب، آنها را به همه کسانی که بیمار یا در اختیار شده توسط شیاطین بودند او به ارمغان آورد.

1.33

و تمام شهرستان با هم در درب جمع آوری شد.

1.34

او بسیاری از کسانی که بیماری های مختلف به حال شفا. و بیرون بسیاری از شیاطین، و اجازه ندادند که شیاطین به صحبت می کنند، چرا که آنها او را می دانستند.

1.35

به سمت صبح در حالی که آن را هنوز هم بسیار تاریک بود، او بلند شد و به یک مکان متروکه، که در آن او دعا رفت.

1.36

سیمون و کسانی که با او بودند شروع به دنبال او.

1.37

و هنگامی که آنها او را پیدا کرده بود، به او گفتند، همه به دنبال تو.

1.38

او در جواب ایشان اجازه دهید ما به شهر بعدی بروید، که من هم موعظه. به دلیل همین دلیل است که من بیرون آمد.

1.39

و او را در کنیسه ها در تمام جلیل موعظه، و ریخته گری از شیاطین.

1.40

مبتلا به جذام به او آمد. و، زانو به پایین، او imploringly گفت: اگر خواهی، خدا بخواهد، به من تمیز می کند.

1.41

عیسی مسیح، با شفقت نقل مکان کرد، کشیده دست خود را خارج، لمس او، و گفت، من، تمیز.

1.42

بلافاصله او را ترک جذام و او پاک شده است.

1.43

عیسی به او در نقطه فرستاده می شود، با توصیه های سخت،

1.44

و به او گفت: تو بگو ببینید هیچ کس. اما رفتن، خود را به کشیش و پیشنهاد برای پاکسازی شما چه موسی، برای شهادت نزد آنها نشان می دهد.

1.45

اما این مرد، پس از رفته، شروع به آن را منتشر زیاد است، و به آن فاش، به طوری که عیسی بیش آشکارا می تواند به شهرستان را وارد کنید. اما بدون در مکان های بیابانی بود و مردم از همه طرف به او آمد.

علامت گذاری به عنوان 2

2.1

چند روز بعد، او را به شهر کفرناحوم وارد زمین میشه. ما یاد گرفتیم که او در خانه بود،

2.2

و او مونتاژ تعداد زیادی از مردم که فضای قبل از درب می تواند آنها را شامل نمی شود. او کلمه صحبت کرد.

2.3

مردم به او آمد، آوردن یک فلج انجام شده توسط چهار مرد.

2.4

از آنجا که نمی تواند آمد، به دلیل جمعیت، آنها کشف سقف خانه ای که او بود، و به آنها اجازه دهید پایین تخت در آن باز کردن غیر روحانی فلج.

2.5

عیسی را دید ایمان خود، گفت: به فلج، کودک، گناهان شما را آمرزیده.

2.6

برخی از کاتبان که نشسته بودند وجود دارد، و کسانی که خود را در خود به نام:

2.7

چگونه آیا این مرد در نتیجه کفرآمیز جلوه صحبت می کنند؟ او توهین به مقدسات. چه کسی می تواند گناهان را ببخشد، اما خدا به تنهایی؟

2.8

بلافاصله عیسی می دانست در روح او که آنها تا در خود تفکر نموده، به آنها گفت: چرا شما این چیزها را در دل خود؟

2.9

که آسان تر است، برای گفتن به فلج، ‘گناهانت آمرزیده، یا می گویند، بوجود می آیند، را تا تخت تو، و راه رفتن؟

2.10

اما که شما ممکن است بدانید که پسر انسان است اقتدار بر روی زمین به گناهان:

2.11

من به شما فرمان، او گفت: به فلج، بوجود می آیند، را تا تخت تو، و به نزد خانه تو برود.

2.12

و در حال حاضر، او ایستاد، تخت او را گرفت، و قبل از همه آنها را بیرون رفتند. از بس که همه آنها شگفت زده شدند، و خدا را ستایش کرد و گفت، ما هر چیزی شبیه به آن را دیده هرگز .

2.13

عیسی به بیرون رفت دوباره در کنار دریا. جمعیت کل آمد به او، و او آنها را آموزش داده است.

2.14

به هر حال، او را دیدم لوی پسر Alpheus، نشسته در اداره مالیات. او گفت: من را دنبال کنید. لوی بلند شد و به دنبال او.

2.15

به عنوان عیسی نشسته در گوشت در خانه لاوی، بسیاری از باجگیران و گناهکاران نیز به پایین را با عیسی و شاگردانش نشسته. برای بسیاری از وجود دارد، و آنها به دنبال او.

2.16

کاتبان و فریسیان او را دیدم غذا خوردن با باجگیران و گناهکاران، به شاگردان خود گفت: چرا او می نوشند و او با باجگیران و گناهکاران می خورد؟

2.17

وقتی عیسی این را شنید، گفت: این است که نه کسانی که سالم هستند که نیاز به یک پزشک، اما بیمار. من آمد به تماس صالح، اما گناهکاران نیست.

2.18

شاگردان جان و فریسیان روزه شد. آنها به او آمد و گفت: چرا شاگردان جان و از فریسیان سریع است، اما شاگردان خود را انجام دهید سریع نیست؟

2.19

عیسی به آنها پاسخ: آیا می توانم فرزندان bridechamber سریع در حالی که داماد با آنها؟ تا زمانی که آنها را به داماد با آنها، آنها می توانند سریع نیست.

2.20

روز خواهد آمد که داماد گرفته خواهد شد دور، و سپس آنها به سرعت در آن روز خواهد شد.

2.21

هیچ کس sews یک تکه پارچه جدید در لباس های قدیمی؛ دیگری جدید پر-از قدیمی، و اجاره بدتر طول می کشد.

2.22

و هیچ کس قرار می دهد شراب به wineskins قدیمی؛ در غیر این صورت شراب خواهد پوست، و شراب و پوست از دست رفته پشت سر هم. اما باید آن را شراب را به بطری جدید قرار داده می شود.

2.23

آن را در روز سبت اتفاق افتاده است، که او را از طریق مزارع گندم کرد. شاگردان او، در راه، شروع به گوش دل و جرات.

2.24

فریسیان به او گفت: بنگر، چرا که آنها انجام آنچه حلال نیست در روز سبت؟

2.25

عیسی به آنها پاسخ داد: آیا شما هرگز خواندن آنچه دیوید زمانی که او نیاز بود و گرسنه بود، او و کسانی که با او بودند.

2.26

چگونه او در زمان ابیاتار وارد خانه خدا کاهن اعظم، و نان نشان می دهد، که مجاز است کشیش به غذا خوردن، و همچنین به کسانی که با او بودند به خورد؟

2.27

او به آنها گفت: روز سبت برای انسان ساخته شده بود، برای سبت انسان نیست،

2.28

بنابراین پسر انسان خداوند حتی از روز سبت است.

علامت گذاری به عنوان 3

3.1

و او دوباره به کنیسه وارد زمین میشه. و یک مرد که از سوی پژمرده به حال وجود دارد.

3.2

آنها او را تماشا می کردند، برای دیدن اینکه آیا او را در روز سبت شفا که آنها ممکن است او را متهم می کنند.

3.3

بوجود می آیند، در میان: عیسی به مردی که از سوی پژمرده به حال گفت.

3.4

سپس او به آنها گفت: آیا جایز است در روز سبت به انجام خوب یا برای آسیب رساندن، برای نجات زندگی و یا برای کشتن؟ اما آنها ساکت بودند.

3.5

بنابراین، نگاه کردن به اطراف در آنها را با خشم، برای سختی قلب خود را در غم آنها شریک، او را به مرد گفت: کشش چهارم دست تو. او آن را کشیده کردن، و دست خود را دوباره بازسازی شد.

3.6

فریسیان بیرون رفت و بلافاصله با وکیل Herodians در مورد چگونگی او را نابود گرفت.

3.7

عیسی به دریا با شاگردان خود کناره گیری کرد. انبوه او را از جلیل به دنبال.

3.8

و یهودیه و اورشلیم و از Idumaea، و از فراتر از اردن، و در مورد صور و صیدون، انبوه، شنوایی همه که او انجام داد، به او آمد.

3.9

او به شاگردان خود دستور داد تا همیشه در اختیار او یک قایق کوچک نگه دارید، به منظور نه با جمعیت فشرده می شود.

3.10

برای بسیاری از مردم او را شفا داده بود، همه کسانی که بیماری فشار بر او تا به حال به او را لمس کند.

3.11

ارواح پلید، زمانی که آنها او را دیدم، به زمین افتاد قبل از او زد و گفت: شما پسر خدا.

3.12

اما او sternly به آنها هشدار داد به او نمی شناخته شده است.

3.13

او را در کوه رفت. او آن او می خواست نامیده می شود، و آنها به او آمد.

3.14

او منصوب دوازده تا با او باشد،

3.15

و ارسال آنها را به موعظه با قدرت به دیوها را بیرون.

3.16

در اینجا او برقرار دوازده: سیمون، که او به نام پیتر.

3.17

ژاک، پسر Zebedee و جان برادر ژاک، چه کسی به او داد نام Boanerges، که به معنی پسر تندر.

3.18

آندره. فیلیپ. بارتولومیو. متی. توماس. ژاک، پسر Alpheus. تادئوس. سیمون کنعانی.

3.19

و یهودای اسخریوطی، که او نیز به او خیانت.

3.20

آنها به خانه رفت، و بسیاری آید با هم دوباره، به طوری که آنها نمی توانند حتی نان خوردن.

3.21

پدر و مادر عیسی آنچه را شنیده، اتفاق می افتد شد آمد به او دست گرفتن. برای آنها گفت که او در کنار خود است.

3.22

و کاتبان که آمد از اورشلیم گفت، او خداوند شیطان. آن را توسط شاهزاده شیاطین که او همواره از شیاطین است.

3.23

عیسی به آنها نامیده می شود و در مثلها به آنها گفت: چگونه می توان شیطان را بیرون کند شیطان؟

3.24

اگر پادشاهی در برابر خود تقسیم، که پادشاهی نمی تواند بایستد.

3.25

اگر یک خانه است در برابر خود تقسیم، آن خانه نمی تواند بایستد.

3.26

اگر شیطان علیه خود افزایش یافته است، او تقسیم می شود، او نمی تواند بایستد، اما از آن است که بیش از همه به او.

3.27

هیچ کس نمی تواند خانه مرد قوی را وارد کنید و از بین بردن محصولات خود، به جز او برای نخستین بار مرد قوی با اتصال. سپس او را به خانه اش غارت.

3.28

من به شما بگویم حقیقت، همه گناهان خواهد شد ببخشند پسر از مردان، و هر چه آنها کفرآمیز جلوه مطلق.

3.29

اما هر کس blasphemes به روح القدس هرگز بخشش، اما به جرم گناه ابدی است.

3.30

او گفت زیرا آنها گفت، او روح پلید.

3.31

آمد وجود دارد و سپس مادر و برادرانش آمدند و در بیرون ایستاده، آنها فرستاد و او را به نام.

3.32

جمعیت در اطراف او نشسته بود، و گفت، بنگر، مادر خود را و برادران خود را در خارج به دنبال شما.

3.33

و او گفت، که مادر من است و کسی که برادران من هستند؟

3.34

سپس او در آن نشسته در اطراف او نگاه کرد، بنگر، او می گوید، مادر من و برادران من.

3.35

برای کسی که به اراده خدا، همان برادر من، خواهر من، و مادر است.

علامت گذاری به عنوان 4

4.1

او دوباره شروع به کنار دریا آموزش دهند. جمعیت زیادی گرد او جمع شدند، او رفت و در یک قایق در دریا نشسته بود. تمام جمعیت حاضر در ورزشگاه زمین بود.

4.2

او آنها را آموزش داده کارهای بسیاری را در مثلها، و آنها را در تدریس خود را گفت:

4.3

گوش دادن. برزگر به بیرون رفت برای ایجاد.

4.4

همانطور که او پاشیدند، برخی از دانه های در طول مسیر افتاد و پرندگان آمد و آن را خوردند تا.

4.5

برخی در زمین سنگی، که در آن به حال زمین نه چندان کاهش یافت. بلافاصله آن را دوباره پیدا میشدند به دلیل آن را تا به حال هیچ عمق زمین.

4.6

اما وقتی که خورشید افزایش یافت، آنها سوخته و پژمرده دور ریشه شدند.

4.7

و برخی در میان خارها افتاد و خارها رشد کردن و آن را خفه، و آن را به همراه داشت هیچ میوه.

4.8

و دیگر کاهش یافت و در زمین خوب است، و میوه در حال رشد و افزایش بازده و سی، شصت و یک صدم به همراه داشت.

4.9

سپس به او گفت: او که گوش خداوند را بشنوند.

4.10

زمانی که او تنها بود، کسانی که در اطراف او را با دوازده او در مورد مثلها پرسید.

4.11

او به آنها گفت: به شما تا به رمز و راز از ملکوت خدا داده شده است. اما برای کسانی که همه چیز را در خارج از مثلها است.

4.12

که دیدن آنها ممکن است ببینید و نه درک و شنیدن ممکن است آنها را بشنود و درک نمی کنند، تا مبادا آنها باید تبدیل، و به گناهان خود باید آنها را ببخشند.

4.13

او به آنها گفت: آیا این مثل شما را در درک نمی کند؟ چگونه تمام مثلها شما را در درک؟

4.14

برزگر می کارد کلمه است.

4.15

برخی در طول مسیر، که در آن کلمه کاشته می شود. هنگام شنیدن، بلافاصله شیطان می آید و طول می کشد دور کلمه ای که در آنها کاشته شد.

4.16

دیگر، به طور مشابه، در زمین سنگی کاشته. هنگام شنیدن کلمه، آنها بلافاصله آن را با شادی دریافت.

4.17

اما آنها هیچ ریشه در خود، اما تحمل و، هر زمان که باشد مشکل و یا آزار و اذیت وجود دارد می آید دلیل از کلمه، بلافاصله آنها جرم است.

4.18

دیگران در میان خار کاشته. آنها کسانی هستند که شنیدن کلمه هستند،

4.19

اما مراقبت از سن و فریب ثروت، و شهوات از چیزهای دیگر، خفه کردن کلمه، و آن را بی ثمر.

4.20

دیگران بر روی زمین خوب کاشته. آنها کسانی هستند که کلمه را بشنود و شرایط را میپذیرم و میوه، سی، شصت و یک صدم می باشد.

4.21

او به آنها گفت، را می کند یک لامپ قرار داده و آن را تحت یک بوشل، و یا زیر تخت؟ آیا آن را بر روی موضع قرار داده نشده است؟

4.22

برای هیچ چیز پوشیده شده است، که باید نشان داد نمی توان وجود دارد؛ و نه راز هر چیزی را که باید نشان داد نمی شود.

4.23

اگر کسی گوش شنوا دارد بشنود.

4.24

او به آنها گفت: توجه کنند آنچه را که می شنوید. اندازه گیری شما را اندازه گیری می شود در خدمت خواهد شد، و از آن خواهد شد به شما داده می شود.

4.25

برای به هر کس که. اما از او آنچه نباید دور حتی که او خداوند.

4.26

او گفت، پس از ملکوت خدا است که اگر یک مرد باید دانه به داخل زمین انداخته.

4.27

آیا او خواب است یا تماشا، روز و شب، جوانه دانه و رشد می کند، او می داند که چگونه.

4.28

زمین تولید از خود، برای اولین بار از تیغه، و سپس گوش، سپس دانه کامل در گوش.

4.29

و زمانی که میوه رسیده است، او قرار می دهد داسی شکل، چرا که برداشت آمده است.

4.30

و او گفت، چه باید مقایسه کنیم، ملکوت خدا را، و یا آنچه مثل باید کنیم؟

4.31

آن را مانند یک دانه خردل، که، هنگامی که در زمین کاشته، کوچکترین از همه دانه بر روی زمین است.

4.32

هنوز زمانی که آن را کاشته آن رشد می کند و بیشتر از همه گیاهان می شود، قرار می دهد و چهارم شاخه های بزرگ، به طوری که پرندگان هوا ممکن است تحت سایه خود را تسلیم کند.

4.33

و با مثلها مانند بسیاری از این او کلمه صحبت می کرد، به عنوان آنها قادر به آن را بشنوند بودند.

4.34

او بدون مثل به آنها صحبت نمی. اما او همه چیز را خصوصی به شاگردان خود را توضیح داد.

4.35

در همان روز، در شب، عیسی گفت: اجازه دهید به طرف دیگر بروید.

4.36

پس از رد جمعیت، آنها او را به قایق که در آن او بود گرفت؛ همچنین قایق دیگر با او بودند وجود دارد.

4.37

و به وجود آمد طوفان بزرگ وجود دارد، و امواج به قایق ضرب و شتم، به طوری که آن را در حال حاضر پر بود.

4.38

و او در خواب در استرن در کوسن بود. آنها او را بیدار و به او گفت: استاد، carest تو نیست که ما هلاک گردید؟

4.39

او بلند شد، با تندی به باد و گفت: نزد دریا، صلح! خفه شو! و باد متوقف شد و آرام بزرگ وجود دارد.

4.40

او به آنها گفت: چرا شما تا ترس؟ چگونه شما ایمان ندارند؟

4.41

و آنها درد ترسیدند و گفتند یکی به دیگری، چه شیوه ای از انسان است که از این، که حتی اطاعت از باد و دریا؟

علامت گذاری به عنوان 5

5.1

آنها از طرف دیگر از دریا در کشور از Gadarenes رسیده.

5.2

و هنگامی که او را از قایق بود ملاقات کرد، وجود دارد او مردی از مقبره، و روح پلید.

5.3

که خانه خود را در میان مقبره ها، و هیچ کس نمی تواند او را حتی با یک زنجیره متصل شوند.

5.4

برای اغلب او بندهای حال و زنجیر متصل شده بود، اما او را شکست زنجیر و قید و بندهای شکسته، و هیچ کس قدرت را به او زانو در آوردن بود.

5.5

همیشه شب و روز در میان مقبره ها و در کوه بود، گریه و خود را با سنگ برش.

5.6

وقتی او عیسی را از دور دیدم، او زد و او را پرستش

5.7

و گریه با صدای بلند: چه او به من و تو، عیسی مسیح، پسر خدای متعال انجام دهید؟ من به شما التماس به نام خدا، به من عذاب نیست.

5.8

برای عیسی گفت: بیا از مرد، روح پلید!

5.9

و او از او پرسید، اسم تو چیست؟ نام من … است لژیون است، او پاسخ داد، برای ما بسیار زیاد است.

5.10

و او را besought به آنها ارسال به خارج از کشور نیست.

5.11

وجود دارد، به کوه گله بزرگ خوکی تغذیه.

5.12

و شیاطین او besought، گفت، ما را به خوکی ارسال، که ممکن است ما را به آنها وارد کنید.

5.13

او آنها را مجاز می باشد. و ارواح پلید بیرون آمد و وارد خوکی: و گله به شدت فرار کردن یک محل شیب دار به دریا: حدود دو هزار وجود دارد، و در دریا خفه شد.

5.14

کسانی که آنها را تغذیه فرار کرد، و آن را در شهرستان و در حومه گفت. مردم به بیرون رفت تا ببینید که چه اتفاقی افتاده است.

5.15

آنها به عیسی مسیح آمد، و دید و دیوانه وار، که لژیون داشت، نشسته، لباس و در ذهن حق خود. و آنها میترسیدند.

5.16

کسانی که دیده بود چه اتفاقی افتاده است به آنها گفت آنچه به دیوانه وار و به خوکی اتفاق افتاده بود.

5.17

آنگاه شروع به التماس عیسی خاک خود را ترک کنند.

5.18

همانطور که او به قایق صعود، او که دیو شده است، در اختیار بود اجازه اقامت با او پرسید.

5.19

عیسی به او اجازه دهید نیست، اما به او گفت: برو به خانه خود، به، و به آنها بگویید که چقدر خداوند انجام داده است و چگونه او رحمت بر شما داشته است.

5.20

او رفت و شروع به اعلام در Decapolis که عیسی برای او انجام داده بود. و همه شگفت زده شدند.

5.21

عیسی در قایق به طرف دیگر بازگشت، جمعیت زیادی در اطراف او جمع شده بودند. او در کنار دریا بود.

5.22

پس از آن آمد یکی از رؤسای کنیسه به نام Jairus، که، داشتن بصیرت، در پای او افتاد،

5.23

و به او این درخواست فوری: دخترم در پایان، آمده است، او می گذارد دست خود را، به طوری که او ممکن است درمان کردن و زندگی می کنند.

5.24

عیسی با او رفت. جمعیت زیادی به دنبال و آن را فشرده.

5.25

در حال حاضر یک زن که به یک موضوع از خون دوازده سال به حال وجود دارد.

5.26

او بسیاری از چیزهایی که از بسیاری از پزشکان در رنج بود، و همه او تا به حال به سر برده بود، و او هیچ چیز بهتر بود، بلکه رشد بدتر بود.

5.27

پس عیسی شنیده می شود، در میان جمعیت بیرون آمد پشت سر، و جامه خود را لمس کرد.

5.28

برای او گفت: اگر من فقط لباس های خود را لمس می کنید، من باید کل باشد.

5.29

در آن لحظه از دست دادن خون متوقف شد و او را در بدن خود احساس کردم که او از رنج او شفا یافت.

5.30

عیسی فورا در خود دانستن است که موجب از او رفته بود. و، تبدیل به جمعیت، او گفت، لباس من چه کسی را لمس؟

5.31

شاگردان او به او گفت: شما ببینید بسیاری thronging تو، و تو میگویی، چه کسی به من تماس نگرفته است؟

5.32

و او به اطراف نگاه کرد تا ببینید که چه کسی آن را انجام داده است.

5.33

اما زن از ترس و لرز، دانستن اینکه چه چیزی به او اتفاق افتاده بود، در آمد و سقوط در پای او و او را تمام حقیقت را گفت.

5.34

اما عیسی به او گفت: دختر، ایمان تو خداوند تو را نجات داد. رفتن در صلح، و تمام طاعون تو خواهد بود.

5.35

در حالی که او هنوز سخن، در آمد از حاکم کنیسه که گفت، دختر تو مرده است وجود داشته باشد؛چرا استاد هر بیشتر؟

5.36

اما عیسی، صرف نظر از این کلمات، به حاکم از کنیسه گفت: ترس نیست، فقط اعتقاد دارند.

5.37

و او اجازه هیچ کس به همراه او، به جز پیتر، ژاک و جان برادر ژاک.

5.38

آنها در خانه حاکم کنیسه رسیدند، و بیند از جنجال و هیاهو، و مردم گریه و شیون.

5.39

او در رفت و به آنها گفت: چرا شما این کار را انجام ADO، و چرا گریه می کنی؟ کودک مرده است اما خواب نیست.

5.40

و آنها به او خندید. سپس، با همه آنها را داده اند و بخشنده با او پدر و مادر کودک، و کسانی که او را همراهی کرده و در جایی که کودک بود رفت.

5.41

او را به دست برداشت و گفت: Talitha koumi، به این معنی دختر کوچولو، بلند شوید، من می گویم.

5.42

بلافاصله دختر ایستاد و شروع به راه رفتن. برای او دوازده ساله بود. و آنها تا حد زیادی شگفت زده بودند.

5.43

و او آنها را به اتهام straitly که هیچ مردی باید آن را می دانم. و او به آنها گفت که اتاق را به دختر.

علامت گذاری به عنوان 6

6.1

عیسی آنجا را ترک کرد و به میهن خود رفت. شاگردان او به دنبال او.

6.2

هنگامی که روز سبت آمد، او شروع به تدریس در کنیسه. بسیاری از افرادی که او را شنیده بودند شگفت زده کرد و گفت: چگونه این مرد آمد این چیزها؟ خرد که به او داده شده بود چیست، و چگونه این آثار بزرگ هستند که توسط دست خود را به شکل دراورده؟

6.3

آیا این نجار، پسر مریم، برادر ژاک، یوسف، یهودا و شمعون نیست؟ و خواهران خود، آنها در اینجا با ما نیست؟ و آن را برای آنها خدشه دار شده بود.

6.4

اما عیسی به آنها گفت: پیامبر (ص) است بدون افتخار نیست به جز در شهر خود، در میان بستگان او و در خانه خود.

6.5

او می تواند هر گونه معجزه نمی وجود دارد، با این تفاوت که او دست خود را بر چند نفر بیمار گذاشته و آنها را شفا داد.

6.6

و او به دلیل بی ایمانی خود را شگفت زده شدند. عیسی دور روستاها تدریس رفت.

6.7

سپس او به نام دوازده، و شروع به آنها ارسال دو به دو، دادن قدرت آنها را بر ارواح پلید.

6.8

او آنها را دستور به هیچ چیز برای سفر به جز کارکنان؛ برای نه نان، نه کیسه، بدون پول در کمربند خود را.

6.9

به پوشیدن صندل، و در دو بلوز زنانه قرار داده نشده است.

6.10

سپس او به آنها گفت، در هر خانه شما را وارد کنید، اقامت وجود دارد تا زمانی که شما از آنجا ترک.

6.11

و اگر در جایی وجود دارد افرادی که شما دریافت خواهید کرد و یا گوش دادن به شما، حذف خود را از وجود دارد، لرزش و گرد و غبار از پای خود برای شهادت نزد آنها.

6.12

و آنها رفت، و آنها توبه موعظه.

6.13

آنها بیرون بسیاری از شیاطین، و مسح با روغن های بسیاری است که بیمار و شفا بودند.

6.14

پادشاه هیرودیس عیسی مسیح، که نام شناخته شده تبدیل شده بود شنیده می شود، و او گفت: جان باپتیست است از مرده افزایش یافته است، و به همین دلیل آن را از طریق او از شگفتی.

6.15

برخی دیگر گفته، این الیاس است. و دیگران گفت، او پیامبر مانند یکی از پیامبران است.

6.16

اما وقتی هیرودیس این را شنید، گفت: جان، که من سر بریده، آن کسی است که است افزایش یافته است.

6.17

برای هیرودیس خود جان دستگیر شده بود، و او در زندان در حساب از Herodias موظف همسر فیلیپ برادر خود را، چرا که او با او ازدواج کرده بود،

6.18

جان به او گفت: این است که اجازه نمی تو به همسر برادرت.

6.19

Herodias خود علیه او تنظیم و مورد نظر را به قتل برسانند.

6.20

اما او نمی توانست؛ برای هیرودیس می ترسید جان، دانستن او به یک مرد تنها و مقدس؛ او آن را محافظت می شود، و پس از او شنوایی، او بسیاری از چیزهای شنیده و او را با خوشحالی می پذیریم.

6.21

و هنگامی که یک روز راحت آمده بود، که هیرودیس در روز تولد او شام به اربابان خود، کاپیتان بالا، و املاک رئیس جلیل ساخته شده است.

6.22

دختر Herodias در اتاق آمد. او رقصید و هیرودیس خوشحال و مهمانان او. پادشاه به دختر گفت: از من بپرسید چه خواهی، و من به شما بدهد.

6.23

و او سوگند یاد چه شما را از من بپرسید، من به شما، حتی نیمی از پادشاهی من بدهید.

6.24

در حال، او به مادرش گفت: چه باید بپرسم؟ و او گفت: رئیس جان باپتیست.

6.25

او بلافاصله با عجله به پادشاه و به او گفت این درخواست: از شما می خواهم به من در یک بار سر یحیی تعمید دهنده را بر روی صفحه گرامافون.

6.26

پادشاه متاسفم. اما به دلیل سوگند خود و مهمانان، او را او را رد نمی کند.

6.27

او در نقطه ای فرستاده یک نگهبان و فرمان را به سر یحیی تعمید دهنده.

6.28

نگهبان رفت و او را در زندان سر بریده، و سر خود را بر روی صفحه گرامافون به ارمغان آورد. او آن را به دختر داد و دختر آن را به مادر او داد.

6.29

و شاگردانش این را شنیدند آمد و جسد او را گرفت و آن را در یک قبر گذاشته شد.

6.30

رسولان خود عیسی جمع آوری با هم، و به او گفت که همه آنها انجام داده بود و همه آنها آموخته بود.

6.31

عیسی به آنها گفت: بیا از هم جدا را به یک جای صحرا، و استراحت کم است. برای بسیاری از آمدن و رفتن وجود دارد، و آنها حتی زمان غذا خوردن نیست.

6.32

به طوری که آنها در یک قایق رفت، به دور را به یک جای خلوت.

6.33

بسیاری از مردم آنها را از رفتن دیدم و آنها را به رسمیت شناخته شده، و تمام شهرستانها با پای پیاده و آن را پیش از آنها را در جایی که آنها قصد داشتند.

6.34

هنگامی که او در ساحل رفت، او را دیدم انبوه، و با عشق به آنها منتقل شد، چرا که آنها مثل گوسفندان بدون چوپان بودند. و او شروع به آموزش آنها خیلی چیزها باشیم.

6.35

به عنوان ساعت در حال حاضر دیر شده بود، شاگردان خود را به او آمد و گفت، محل صحرا است، و هم اکنون گذشته است.

6.36

ارسال آنها را دور، که آنها ممکن است به داخل کشور و روستاهای اطراف بروند، و خرید خود چیزی برای خوردن.

6.37

عیسی در جواب ایشان را شما آنها را به غذا خوردن. اما آنها به او گفت، باید به ما بروید و خرید نان برای دو صد پنس، و آنها را چیزی برای خوردن به من بدهید؟

6.38

او به آنها گفت: چند قرص نان دارید؟ را بررسی کنید. آنها می دانستند، آنها می گویند، پنج و دو ماهی است.

6.39

و او به آنها فرمان را به همه بنشینید توسط شرکت بر چمن سبز،

6.40

و آنها را در ردیف صدها و پنجاه نشست.

6.41

او پنج نان و دو ماهی را گرفت و به دنبال به آسمان، او به لطف. سپس او را شکست قرص، و آنها را به شاگردان داد تا مجموعه قبل از جمعیت. او همچنین دو ماهی در میان همه آنها تقسیم شده است.

6.42

همه خوردند و پر شدند،

6.43

و آنها در زمان دوازده سبد پر از تکه نان و چه از ماهی باقی مانده بود.

6.44

کسانی که قرص خوردند پنج هزار مرد بودند.

6.45

بلافاصله عیسی شاگردان خود را به قایق دریافت و قبل از او نزد طرف دیگر به Bethsaida، در حالی که او را رد کرد و جمعیت.

6.46

هنگامی که او بازگشت کرده بود، او را به کوه رفت به دعا.

6.47

هنگامی که شب آمد، قایق در وسط دریا به تنهایی بر روی زمین بود، و او.

6.48

او را دیدم آنها را در قایقرانی زحمتکش. برای باد برعکس بود. در ساعت چهارم از شب او به آنها آمد، راه رفتن در دریا، و می گذشت.

6.49

هنگامی که آنها را دیدم او را در دریا راه رفتن، آنها قرار آن شبح بود، و گریه.

6.50

چرا که همه آنها او را دیدم، و مشکل بود. و بلافاصله عیسی به آنها صحبت کرد و گفت: نگران نباشید، آن من است، نه ترس!

6.51

سپس او به آنها را به قایق رفت، باد متوقف شد. آنها در همه خود را شگفت زده شدند، و شگفت زده.

6.52

چرا که آنها در مورد قرص بود درک نیست، چرا که قلب خود را سخت شد.

6.53

پس از آنها بیش از عبور کرده، آنها آمد به زمین در Gennesaret، و آنها فرود آمد.

6.54

هنگامی که آنها از قایق بودند، از افراد، داشتن بلافاصله او را به رسمیت شناخته شده،

6.55

دور زد، و آنها شروع به آوردن بیمار روی تشک به هر کجا که شنیده ام او بود.

6.56

هر جا که او وارد شد، به روستاها، و یا شهرستانها، یا کشور، آنها گذاشته بیمار در بازار، و او را besought که فقط ممکن است لبه دار کردن پوشاک خود را لمس کند. و همه کسانی که او را لمس شفا یافتند.

علامت گذاری به عنوان 7

7.1

فریسیان و کاتبان، که از اورشلیم، خود را جمع و عیسی جمع شدند.

7.2

آنها را دیدم بعضی از شاگردان او خوردن نان با دست پلید، که است که می گویند، شسته نیست.

7.3

برای فریسیان و یهودیان نمی خورد مگر اینکه شستن دست های خود، با توجه به سنت از بزرگان.

7.4

و زمانی که آنها از بازار آمده آنها را مصرف نمی کنند مگر اینکه آنها را بشویید. آنها هنوز هم بسیاری از چیزهای دیگر وجود دارد، مانند شستن فنجان، کوزه و عروق از برنج.

7.5

و فریسیان و کاتبان از او پرسید، چرا شاگردان خود را سنت از بزرگان پیروی نمی کنند، اما خوردن نان خود را با دست نشسته؟

7.6

عیسی جواب داد، شما منافقان، به خوبی انجام داد نبوت Esaias از شما، به عنوان آن نوشته شده است: این مردم به من احترام با لب خود را، اما قلب خود را از من دور است.

7.7

بیهوده انجام آنها به من پرستش، آموزش برای آموزه احکام از مردان است.

7.8

برای تخمگذار کنار فرمان خداوند، شما از سنت از مردان نگه دارید.

7.9

او به آنها گفت، به خوبی شما کامل فرمان خداوند را رد، نگه داشتن سنت خود را.

7.10

برای موسی گفت: احترام پدر و مادر تو. و، او که نفرین پدر یا مادر خود را باید به مرگ قرار داده است.

7.11

اما شما می گویند، اگر یک مرد پدر یا مادر خود می گوید، آنچه من می توانستم از من Corban است، که است که می گویند، ارائه به خدا،

7.12

شما دیگر به او اجازه دهید هیچ چیز را برای پدر یا مادر خود،

7.13

در کلام خدا سنت شما که محکوم می شوند. و شما بسیاری دیگر از چنین چیزهایی.

7.14

سپس مردم نزد او خواسته بود، او گفت: من گوش همه، و درک کنند.

7.15

هیچ چیز خارج از یک مرد که می تواند او را از ورود به او را ناپاک سازد وجود دارد؛ اما آنچه از مرد می آید آن چیزی است که او defiles.

7.16

اگر کسی گوش شنوا دارد بشنود.

7.17

زمانی که او وارد خانه شد، دور از جمعیت، به شاگردان خود او مثل پرسید.

7.18

او به آنها گفت: شما همچنین، شما احمقانه؟ آیا شما نمی دانند که هیچ چیز است که از بیرون یک مرد می تواند او را ناپاک سازد وارد.

7.19

برای آن به قلب خود را، اما به شکم خود نیست، و می رود به پیش نویس، پاکسازی تمام غذاها.

7.20

او گفت، چه از یک مرد می آید آن چیزی است که defiles یک مرد.

7.21

برای از درون، از قلب مردان، ادامه شر افکار، زنا، زنا، قتل،

7.22

دزدی و طمع و شرارت، فریب، lasciviousness، چشم بد، توهین به مقدسات، غرور، حماقت.

7.23

همه این چیزهای بد را از درون می آیند، و بی حرمت کردن انسان.

7.24

سپس عیسی از آنجا رفت، و ترک را به سواحل صور و صیدون. او وارد یک خانه، و هیچ مرد می دانماما او نمی تواند مخفی شود.

7.25

برای یک زن خاص، که دختر جوان به حال روح پلید، از او شنیده می شود، آمد و سقوط در پای او.

7.26

زن یونانی، منشاء Syrophoenician بود. او به او التماس به بازیگران دیو را از دخترش بیرون.عیسی مسیح گفت،

7.27

بگذار اول فرزندان پر شود: دلیل آن است که خوب نیست نان کودکان و پرتاب آن به سگ.

7.28

بله، خداوند، او را پاسخ، اما سگ زیر میز خوردن خرده کودکان.

7.29

سپس به او گفت، به خاطر این گفت برو، شیطان دختر خود را ترک کرده است.

7.30

و هنگامی که او به خانه رفت، او در بر داشت که کودک دراز کشیده بر روی تخت، شیطان رفته است.

7.31

عیسی به ترک منطقه صور و صیدون از طریق به دریای جلیله آمد، گذر از مرزهای Decapolis.

7.32

آنها به او به ارمغان آورد یک مرد ناشنوا که مشکل در صحبت کردن به حال، و آنها او را التماس به وضع دست خود را بر روی.

7.33

او گذشته از جمعیت صورت گرفت، انگشتان خود را در گوش قرار داده و زبان خود را با بزاق خود را لمس.

7.34

سپس، به دنبال به آسمان، او آهی کشید و گفت: Ephphatha، است که می گویند، باز خود را.

7.35

و گوش خود را باز شدند از زبان او را آزاد، و او به خوبی صحبت می کرد.

7.36

عیسی به آنها دستور داد به هر کسی نمی بگویید. اما بیشتر او آنها را به اتهام، بیشتر آنها را اعلام کرد.

7.37

آنها فراتر از اندازه شگفت زده بود، گفت: او خداوند همه چیز انجام می شود. او حتی باعث می شود گوش ناشنوا و لال صحبت می کنند.

علامت گذاری به عنوان 8

8.1

در آن روزها، بسیاری از پیوست و داشتن چیزی برای خوردن، عیسی به شاگردان خود به نام و به آنها گفت:

8.2

من شفقت در کثرت، زیرا در حال حاضر سه روز آنها با من ادامه دهد، و آنها را به هیچ چیزی برای خوردن.

8.3

اگر من به آنها ارسال نیروهای خانه ناشتا راه خود را از دست رفته. چرا که بعضی از آنها از دور می آمد.

8.4

شاگردان خود به او جواب داد: یک مرد چگونه می تواند این مردان را برآورده با نان اینجا در بیابان؟

8.5

عیسی از آنها خواست، چند قرص نان دارید؟ هفت، آنها پاسخ دادند.

8.6

و او فرمان جمعیت را به نشستن، او در زمان هفت قرص نان، و به لطف و ترمز، و به شاگردان خود را به توزیع داد. و آنها را قبل از جمعیت تنظیم شده است.

8.7

آنها تا به حال ماهی های کوچک چند، و عیسی به لطف، نیز ساخته شده توزیع.

8.8

آنها خوردند و سیر شدند و آنها در زمان هفت سبد پر از قطعات که باقی مانده است.

8.9

آنها در حدود چهار هزار نفر بودند. و او آنها را فرستاده است.

8.10

او بلافاصله به قایق با شاگردان خود کردم، و به بخش هایی از Dalmanutha آمد.

8.11

فریسیان بیرون آمد و شروع به استدلال می کنند با عیسی، و به او آزمایش، به دنبال از او نشانه از آسمان.

8.12

و او عمیقا در روح او آهی کشید و گفت: چرا این نسل به دنبال نشانه؟ من به شما بگویم حقیقت، او نمی خواهد نشانه به این نسل داده می شود.

8.13

و او آنها را به سمت چپ، و ورود به قایق، ترک به طرف دیگر.

8.14

و آنها را فراموش کرده به نان؛ آنها یکی با آنها را در قایق.

8.15

و او به اتهام آنها گفت، توجه کنند و برحذر بودن از خمیر مایه از فریسیان و خمیر مایه از هیرودیس.

8.16

و آنها در میان خود تفکر نموده، گفت: به این دلیل است که ما هیچ نان.

8.17

عیسی مسیح، درک آن، به آنها گفت: چرا شما همین دلیل است که شما نان را نداشته باشند؟ آیا شما هنوز درک نمی کنند، و شما را درک نمی کنند؟

8.18

آیا قلب شما سخت؟ داشتن چشم ها، آیا شما نمی بینید؟ و داشتن گوش، شما را نمی شنوند؟ و آیا شما به یاد داشته باشید؟

8.19

وقتی که من پنج نان در میان پنج هزار میکنه و چگونه بسیاری از سبدهای پر از قطعات شما را کردی؟دوازده، آنها پاسخ دادند.

8.20

و هنگامی که من هفت قرص نان برای چهار هزار، که چگونه بسیاری از سبدهای پر از قطعات شما را به شکست تا؟ هفت، آنها پاسخ دادند.

8.21

و او گفت: آیا شما نمی دانند که هنوز؟

8.22

آنها به Bethsaida آمد. و آنها به او به ارمغان آورد یک مرد کور، آنها التماس کردم به لمس.

8.23

او مرد کور به دست گرفت و او را در خارج از روستا به رهبری. و هنگامی که او در چشم او تف کرده بود، گذاشته دست او، و از او خواست اگر او هر چیزی را دیدم.

8.24

او نگاه کرد، و گفت: من مردان را ببینید، برای من آنها را مانند درختان راه رفتن را ببینید.

8.25

او دست خود را دوباره بر چشمان خود قرار داده است. و هنگامی که او را نگاه کنید، او، دوباره بازسازی شد و همه چیز را دیدم به وضوح.

8.26

و او را به خانه خود فرستاده می شود، گفت: آیا به روستا نیست.

8.27

عیسی با شاگردان خود رفت، به شهر قیصریه فیلیپی او آنها را در راه این سوال پرسیده: چه کسی را مردان می گویند که من هستم؟

8.28

آنها پاسخ، جان باپتیست. دیگران می گویند الیاس، دیگران یکی از پیامبران است.

8.29

و شما، آنها را از او پرسید، که به شما می گویند که من هستم؟ پیتر او پاسخ داد: تو مسیح.

8.30

عیسی به آنها هشدار داد که می گویند این از او به هر کسی.

8.31

سپس او شروع به آموزش آنها، که پسر انسان باید بسیاری از چیزهای رنج می برند می شود و توسط بزرگان و سران کاهنان و علمای دین را رد کرد، و کشته شوند، و این که پس از سه روز دوباره افزایش یابد.

8.32

او گفت که گفت آشکارا. و پطرس او را به کنار گرفت و شروع به ملامت او.

8.33

اما عیسی تبدیل و دیدن شاگردان خود، سرزنش پیتر، گفت، دریافت تو پشت سر من، شیطان! زیرا شما می توانید به چیزهایی که از خدا را درک نمی کند، شما فقط افکار انسان هستید.

8.34

و او به نام رو با شاگردان خود، گفت: اگر کسی بعد از من آمده است، به او اجازه دهید خود را انکار می کنند و صلیب خود را برداشته و به دنبال من.

8.35

برای هر کس خواهد نجات زندگی اش آن را از دست بدهند، اما هر کس زندگی خود را به خاطر من از دست می دهد و انجیل خواهد آن را ذخیره کنید.

8.36

و چه باید آن سود یک مرد برای به دست آوردن تمام جهان، با این حال جریمه روح خود را؟

8.37

یک مرد چه باید را در ازای روح خود را؟

8.38

برای هر کس که شرمنده از من و سخنان من در این زنا و تولید گناه است، پسر انسان شرمنده از او خواهد بود زمانی که او در جلال پدر خود با فرشتگان مقدس می آید.

علامت گذاری به عنوان 9

9.1

او به آنها گفت: من شما را به حقیقت، برخی از کسانی که در اینجا خواهد طعم مرگ نه قبل از آنها را مشاهده کنید، ملکوت خدا را با قدرت آمده است.

9.2

و بعد از شش روز عیسی با او پیتر، ژاک و جان گرفت، و آنها را ستوده دور در کوه بالا. او قبل از آنها transfigured شد.

9.3

لباس خود را درخشان، به شدت سفید تبدیل شد، هیچ فولر بر روی زمین می تواند آنها را سفید وجود دارد.

9.4

الیاس و موسی به نظر می رسد آنها، صحبت کردن با عیسی مسیح.

9.5

و پیتر پاسخ، به عیسی مسیح گفت: ای استاد، آن را خوب است که ما اینجا هستیم. اجازه بدهید ما را سه چادر، یکی برای شما، یکی برای موسی و یکی هم برای الیاس.

9.6

برای او می دانست چه می گویند، زیرا میترسیدند.

9.7

ابر آنها را تحت الشعاع قرار، و از ابر آمد صدای: این است پسر حبیب من است؛ گوش دادن به او!

9.8

و ناگهان به دنبال دور، و آنها عیسی تنها با آنها را دیدم.

9.9

از آنجا که از کوه سرازیر شد، او آنها را متهم به هیچ کس چیزی است که آنها را دیده بود بگویید، تا پسر انسان را از مرده افزایش یافته است.

9.10

آنها را نگه داشته است که گفت با خود، سوال چه رو به افزایش از مرده است.

9.11

شاگردان از او پرسیدند: چرا علمای دین می گویند که باید اول الیاس بیاید؟

9.12

او پاسخ داد، الیاس می کند اول است و بازگرداندن همه چیز است. و به همین دلیل است که آن را از پسر انسان است که او باید بسیاری از چیزهای رنج می برند و نفرت شود نوشته شده است؟

9.13

اما من به شما بگویم که الیاس آمده است و آنها او را به عنوان آنها خشنود است، به عنوان آن است که از او نوشته شده است.

9.14

هنگامی که آنها به شاگردان آمد، آنها در اطراف آنها را دیدم انبوه، و کاتبان استدلال با آنها.

9.15

به محض این که جمعیت او را دیدم، تا حد زیادی شگفت زده شدند، و در حال اجرا به او خوش آمد می گوید.

9.16

او از آنها خواست، چه شما با آنها بحث می شوند؟

9.17

و یکی از تماشاگران او پاسخ، معلم، من نزد تو آورده پسر من که یک روح گنگ خداوند.

9.18

در هر کجا که او توقیف، بلکه او را پرت کردن. فوم و دندان قروچه خود و سفت و سخت می شود. من شاگردان خود را خواست تا آن را بیرون، و آنها نمی توانست.

9.19

بی وفا، عیسی به آنها گفت: چه مدت باید با شما باشم؟ چه مدت باید من به شما رنج می برند؟ او به من به ارمغان بیاورد. این است که به او به ارمغان آورد.

9.20

و به محض این که او را دیدم، روح او را به تکان. او بر روی زمین افتاد، و wallowed کف.

9.21

او از پدرش پرسید، چه مدت است که مثل این با او بوده است؟ از دوران کودکی، او جواب داد.

9.22

و غالب اوقات آن او را به آتش افکنده و به آب به او از بین ببرد. اما اگر شما می توانید هر چیزی را انجام دهید، به کمک ما میآیند، دارای شفقت بر ما.

9.23

عیسی مسیح گفت: نزد او، اگر خدا بخواهد، … همه چیز ممکن است برای او که معتقد است.

9.24

بلافاصله پدر پسر بانگ زد: من فکر می کنم! کمک به تو بی ایمانی من!

9.25

عیسی را دید مردم آمد در حال اجرا، با تندی به روح پلید، گفت: به او: ناشنوا و روح و روان گنگ، من به شما فرمان، از او می آیند، و وارد نه بیشتر.

9.26

و او بیرون آمد، فریاد، و تکان دادن با خشونت بزرگ است. او به عنوان مرده شد، به طوری که بسیاری از گفت او مرده بود.

9.27

اما عیسی به او به دست گرفت و او را بلند کرده. و او ایستاده بود.

9.28

هنگامی که او به خانه آمده بود، شاگردان خلوت از او پرسیدند، چرا ما او را بیرون؟

9.29

او به آنها گفت: این نوع می تواند تنها دعا آمده است.

9.30

آنها از سمت چپ وجود دارد و از طریق جلیل منتقل می شود. عیسی نمی خواست کسی به دانستن است.

9.31

برای او به شاگردان خود آموزش داده و به آنها گفت: که پسر انسان باید به دست مردان خیانت. آنها باید او را بکشند، و سه روز پس از آن شده است به مرگ قرار داده، او افزایش می یابد.

9.32

اما آنها گفت درک نمی کنند، و ترس از او بپرسم بود.

9.33

آنها به شهر کفرناحوم شد. هنگامی که او در خانه بود او آنها را پرسید، چه شما را در راه بحث شد؟

9.34

اما آنها ساکت بود، برای آنها در میان خود در مورد که بزرگترین بود مورد مناقشه بود.

9.35

سپس او نشست، به نام دوازده، و به آنها گفت: اگر کسی می خواهد برای اولین بار می شود، او باید آخر از همه و غلام همه باشد.

9.36

و او در زمان یک کودک کم بود و او را در میان آنها ایستاده، و او را گرفتن در آغوش او، او گفت:

9.37

هر کس به نام من یک فرزند از جمله خودم دریافت استقبال. و هر کس من را دریافت، دریافت من اما او نمی که مرا فرستاده.

9.38

جان به او گفت: استاد، ما شاهد یک ریخته گری از شیاطین به نام تو. و ما او را منع، چرا که او followeth ما نیست.

9.39

آیا منع نکرده است عیسی مسیح گفت، چرا که هیچ مرد است که باید یک معجزه به نام من انجام دهد می تواند به آرامی صحبت بد از من وجود دارد.

9.40

چه کسی است در برابر ما نمی باشد برای ما.

9.41

و هر کس باید به شما به نوشیدن یک لیوان آب به نام من دلیل این که شما به مسیح تعلق دارند، من به شما بگویم حقیقت، او باید پاداش او از دست دادن نیست.

9.42

اما اگر کسی باعث یکی از این آنهایی که کمی که معتقدند این امر می تواند برای او بهتر است که در مورد گردن او بار سنگین بزرگ به دار آویخته، و او را به دریا انداخت.

9.43

اگر دست خود را باعث می شود شما را به گناه، آن را قطع. بهتر است برای تو برای ورود به زندگی معلول،

9.44

از اینکه با دو دست برای رفتن به جهنم، به آتش که هرگز فرو نشستن است.

9.45

و اگر پای خود را باعث می شود شما را به گناه، آن را قطع. بهتر را برای شما به وارد لنگ زندگی،

9.46

از اینکه با دو پا به جهنم بازیگران، به آتش که هرگز فرو نشستن است.

9.47

و اگر چشم خود را باعث می شود شما را به گناه، آن دل و جرات بیرون. برای شما برای ورود به ملکوت خدا با یک چشم از به دو چشم و به دوزخ پرتاب بهتر،

9.48

که در آن کرم خود نمیرد و آتش خاموش نشود.

9.49

برای هر یک باید با آتش شور.

9.50

نمک خوب است. اما اگر نمک مزه آن، با ان شما خواهد فصل را از دست داده است؟

(9.51)

آیا نمک در خود، و در صلح با یکدیگر باشد.

علامت گذاری به عنوان 10

10.1

سپس عیسی از آنجا رفت و آمد به سواحل یهودیه، فراتر از اردن. تماشاگران دوباره در نزدیکی او جمع، و طبق معمول، او شروع به دوباره به آن آموزش می دهند.

10.2

فریسیان آمد و، به او آزمایش، آنها از او پرسید، آیا جایز است یک مرد به طلاق همسرش.

10.3

او پاسخ داد: که تو که موسی؟

10.4

موسی، گفتند، مجاز به ارسال صورتحساب از طلاق، و تا گل.

10.5

و عیسی ایشان را گفت، این به دلیل سختی قلب خود را از او شما را از این حکم نوشت.

10.6

اما از ابتدای خلقت، خدا آنها را مرد و زن آفرید.

10.7

این است که چرا یک مرد پدر و مادر خود را ترک میکند و به همسرش پیوست،

10.8

و دو باید یک جسم تبدیل شده است. به طوری که آنها دیگر دو هیچ، اما آنها یک جسم می باشد.

10.9

بنابراین اجازه دهید مرد جدا نیست آنچه خداوند با هم پیوست.

10.10

هنگامی که آنها در خانه بودند شاگردان او در مورد آن پرسید دوباره.

10.11

او گفت: هر کس همسرش و ازدواج دیگری مرتکب زنا علیه او.

10.12

و اگر او را طلاق همسر و ازدواج دیگری، او مرتکب زنا.

10.13

و آنها کودکان به ارمغان آورد، که او ممکن است آنها را لمس کند. اما شاگردان آن است که آنها را به ارمغان آورد سرزنش.

10.14

عیسی آن را دیدم، او خشمگین بود و به آنها گفت به من اجازه دهید کودکان، و آنها را مانع نیست.برای پادشاهی خدا متعلق به مانند این.

10.15

من به شما می گویم، هر کس ملکوت خدا مانند یک کودک کوچک هرگز آن را وارد کنید دریافت نمی کنند.

10.16

و او آنها را در آغوش او در زمان و مبارک آنها، تخمگذار دست خود را بر روی آنها.

10.17

همانطور که او بود بیرون رفتن در جاده ها، یک مرد زد تا و قبل از او زانو زد، استاد خوب، خود، از او پرسید، چه باید بکنم به ارث می برند زندگی ابدی؟

10.18

عیسی به او گفت، چرا شما به من خوب تماس بگیرید؟ هیچ خوب است اما خدا به تنهایی وجود دارد.

10.19

تو دانی احکام، زنا نیست؛ قتل نکن. آیا سرقت نیست. آیا شهادت دروغ نیست؛ گول زدن یک نیست؛احترام پدر و مادر تو.

10.20

او پاسخ، معلم، تمام این من از جوانی من مشاهده شده است.

10.21

وقتی عیسی دیدن، او او را دوست داشتم، و گفت: شما فاقد یک چیز. بروید، فروش همه شما را و به فقرا بده، و تو را گنج در بهشت ​​است. پس از آن آمد، من را دنبال کنید.

10.22

اما غم انگیز که در آن گفت، و او رفت غم. برای او اموال بسیار داشت.

10.23

عیسی دور و میگوید نگاه نزد شاگردان خود، چگونه به سختی خواهند که ثروت به ملکوت خدا!

10.24

شاگردان در کلمات خود را شگفت زده شدند. و، از سرگیری، او گفت: فرزندان من، آن سخت است برای کسانی که در ثروت اعتماد برای ورود به ملکوت خدا!

10.25

آن ساده تر است برای یک شتر به رفتن را از طریق چشم از یک سوزن از یک مرد ثروتمند برای ورود به ملکوت خدا.

10.26

شاگردان شگفت زده بودند و آنها را به یکدیگر گفت: و چه کسی را می توان ذخیره؟

10.27

عیسی به آنها نگاه کرد و گفت، این غیر ممکن است با مردان، اما نه با خدا این است: برای همه چیز ممکن است با خدا.

10.28

پیتر شروع به گفتن به او. بنگر، ما را ترک کرده اند همه، و تو پیروی کرده اند.

10.29

عیسی جواب داد، من به شما بگویم حقیقت، هیچ انسان است که خداوند خانه را ترک کرد، چرا که از من و به دلیل خبر خوب، خانه اش، و یا برادران یا خواهران یا مادر یا پدر وجود دارد و یا کودکان، یا سرزمین،

10.30

او باید صد در حال حاضر در زمان حاضر دریافت، خانه ها، برادران، خواهران، مادران، کودکان، و زمین، با آزار و اذیت، و در سن آمده است، زندگی ابدی.

10.31

بسیاری از اول باید گذشته و آخرین باید ابتدا باشد.

10.32

آنها در راه خود را به اورشلیم بودند و عیسی قبل از آنها رفت. و پس از او با ترس آنها شگفت زده شدند، و. و او در زمان دوباره دوازده کنار گذاشته و شروع به آنها بگویید که چه بود اتفاق می افتد را به او:

10.33

بنگر، ما تا به اورشلیم و پسر انسان خواهد شد به رؤسای کهنه و کاتبان خیانت. آنها او را به مرگ محکوم، و باید او را به امتها ارائه

10.34

آنها او را مسخره خواهد کرد، تف بر او، او تاثیر نکرد، و باید او را بکشند. و سه روز بعد، او افزایش می یابد.

10.35

پسر Zebedee، ژاک و جان به عیسی آمد و به او گفت: معلم، ما می خواهیم شما را به برای ما انجام آنچه که ما از شما می خواهیم.

10.36

او به آنها گفت: چه می خواهید من برای شما انجام دهد؟

10.37

کمک های آمریکا به آنها گفت، ممکن است نشستن، یکی در سمت راست و دیگری در دست چپ تو، در جلال تو.

10.38

عیسی در جواب، یه دانم چه شما بخواهید. می تواند در جام که من می نوشند و یا با غسل تعمید است که من با غسل تعمید هستم تعمید شما می نوشند؟ ما می توانیم، گفتند.

10.39

عیسی در جواب آنها، این درست است که شما فنجان است که من می نوشند، و با غسل تعمید که من هستم تعمید تعمید.

10.40

اما وقتی که می آید به سمت راست من و یا به سمت چپ من نشسته، آن را به من بستگی ندارد، خواهد شد و برای آنها آن آماده است به آنها داده.

10.41

هنگامی که ده آن را شنیده، آنها شروع به خشمگین در برابر ژاک و جان.

10.42

عیسی به آنها زنگ زد و گفت، شما می دانید که کسانی که به عنوان حاکمان امتها خداوند آن را بر آنها در نظر گرفته، و آنهایی که بزرگ خود تسلط.

10.43

این است که در میان شما نیست. اما هر کس بزرگ خواهد بود در میان شما باید بنده خود باشد.

10.44

و هر کس بخواهد به اولین بار در میان شما باید برده همه باشد.

10.45

برای پسر انسان آمد تا اما نه خدمت کرده است برای خدمت و جان خود را باج برای بسیاری از.

10.46

آنها به جریکو آمد. و هنگامی که او با شاگردان خود و جمعیت زیادی، پسر Timaeus، Bartimaeus، یک گدا کور رفت، توسط کنار جاده ای نشسته بود.

10.47

او شنیده بود که عیسای ناصری، او شروع به گریه. پسر داوود، عیسی مسیح، به من رحم!

10.48

بسیاری از او سرزنش، او را خفه شو. اما او فریاد خیلی بیشتر. پسر داوود، به من رحم!

10.49

عیسی متوقف شد و گفت، او را. آنها به نام مرد کور، گفت: به او: نگاهی شجاعت، برخاستن، او شما را می خواند.

10.50

و پرتاب کت خود، و، گرفتن تا با محدود، به عیسی آمد.

10.51

عیسی گفت: نزد او، چه خواهی که من به شما انجام دهد؟ Rabbouni پاسخ داد: مرد کور، که من ممکن است.

10.52

عیسی گفت: نزد او برو، ایمان خود را به شما را نجات داد.

(10:53)

بلافاصله او بینایی خود را دریافت و عیسی در راه است.

علامت گذاری به عنوان 11

11.1

آنها با نزدیک شدن به بیت المقدس، و آنها نزدیک به Bethphage و بیت عنیا بودند، در کوه زیتون، عیسی دو نفر از شاگردان خود را فرستاده،

11.2

گفت به آنها، برو به روستا مخالف شما، به محض اینکه شما آن را وارد کنید، شما یک کلت پیدا گره خورده است، چه چیز هرگز مرد نشست. باز کردن آن و آن را به ارمغان بیاورد.

11.3

اگر کسی به شما می گوید: « چرا تو اینجوری می کنی؟ بگو خداوند به آن نیاز دارد. و بلافاصله او را او را در اینجا ارسال کنید.

11.4

شاگردان رفت و متوجه شد که کره اسب گره خورده است در نزدیکی درب، در خیابان باز، و آنها پذیری.

11.5

برخی از کسانی که آنجا بودند به آنها گفت: چه کار می کنی؟ چرا شما untying می کلت؟

11.6

آنها پاسخ به عیسی گفته بود. و به آنها اجازه دهید آنها بروید.

11.7

آنها به ارمغان آورد و کره اسب را به عیسی مسیح، که بر اساس آن آنها لباسهای خود را بازیگران، و او بر روی آن نشسته است.

11.8

بسیاری از مردم کتهای خود را گسترش در جاده ها، و دیگران گسترش شاخه های آنها در زمینه قطع شده بود.

11.9

کسانی که پیش رو و کسانی که به دنبال عیسی فریاد هلهله بودند! خوشا به کسی است که به نام خداوند می آید!

11.10

خوشا به پادشاهی آینده، پادشاهی پدر ما دیوید است! حمد در بالاترین!

11.11

عیسی وارد اورشلیم و به معبد رفت. وقتی که او دیده بود، آن را به عنوان در حال حاضر دیر شده بود، او را به بیت عنیا با دوازده رفت.

11.12

روز بعد، زمانی که آنها از بیت عنیا آمده بودند، او گرسنه بود.

11.13

مشاهده از راه دور به یک درخت انجیر داشتن برگ، او رفت تا اگر او می تواند چیزی پیدا. و، در حال نزدیک، او در بر داشت چیزی جز برگ، برای آن بود فصل برای انجیر نیست.

11.14

سپس با در نظر گرفتن طبقه، او گفت، هیچ کس خوردن میوه از شما! و شاگردان خود آن را شنیده.

11.15

آنها به اورشلیم آمد، و عیسی به معبد رفت. او شروع به بیرون آنها که خرید و فروش در معبد. او جداول از صرافان، و کبوترها صندلی لغو.

11.16

و او نمی توانست اجازه می دهد هر کسی که برای حمل در اطراف معبد.

11.17

و او آموخت و گفت: آیا آن نوشته نشده، خانه من باید یک خانه از دعا و نماز برای همه ملتها نامیده می شود؟ اما شما آن ساخته شده دن از دزد.

11.18

اما سران کاهنان و علمای دین آن را شنیده، و به دنبال چگونه آنها ممکن است او را از بین ببرد. برای آنها او را می ترسید، چرا که تمام جمعیت شگفت زده در دکترین خود بود.

11.19

هنگامی که شب آمد، او به خارج از شهر رفت.

11.20

در صبح، عبور از کنار، آنها درخت انجیر از ریشه خشک شده بود.

11.21

پیتر به یاد چه اتفاقی افتاده است و به عیسی گفت: خاخام، نگاه درخت انجیر که شما را نفرین از بین رفته است.

11.22

عیسی جواب داد و گفت: نزد آنها، ایمان به خدا.

11.23

من به شما بگویم حقیقت، اگر کسی می گوید به این کوه، ‘گرفته شود و به دریا ریخته و باید در دل خود شک نیست اما معتقد است که آنچه او می گوید اتفاق خواهد افتاد، از آن خواهد شد برای انجام می شود.

11.24

بنابراین من به شما بگویم، هر آنچه شما بخواهید در نماز، بر این باورند که شما آن را دریافت کرده اند، و شما باید آنها را داشته باشد.

11.25

و هنگامی که شما ایستاده دعا، اگر شما هر چیزی در برابر هر کسی داشته باشد، او را ببخش، که پدر خود را که در آسمان است ممکن است به شما گناهان شما را ببخشد.

11.26

اما اگر شما را ببخشد، پدر خود را در بهشت ​​خواهد گناهان شما را ببخشد یا نه.

11.27

آنها رفت و برگشت به بیت المقدس، و در حالی که عیسی در معبد راه رفتن بود، سران کاهنان، کاتبان و بزرگان به او آمد

11.28

و گفت: با چه قدرت این چیزهایی که شما انجام دهید، و این که قدرت را به آنها را انجام دهد به شما داد؟

11.29

عیسی جواب، من به شما یک سوال بپرسم. به من پاسخ دهید، و من به شما بگویم از آنچه قدرت این کارها را.

11.30

تعمید یحیی، آن را از بهشت ​​و یا از مردان بود؟ من پاسخ دهید.

11.31

و آنها در میان خود تفکر نموده، اگر ما می گویند، از آسمان، او خواهد گفت، پس چرا شما او را باور نمی کنی؟

11.32

و اگر ما می گویند، از مردان … آنها به مردم می ترسید: برای همه جان به عنوان یک پیامبر برگزار می شود.

11.33

به طوری که آنها پاسخ عیسی مسیح، ما را نمی دانند. عیسی به آنها گفت: نه من، من به شما از آنچه قدرت این کارها را نمی گن.

علامت گذاری به عنوان 12

12.1

و او شروع به صحبت می کنند به آنها در مثلها. یک مرد تاکستان کاشته شده است. او یک پرچین در مورد آن تعیین می کنند، حفر مطبوعات شراب، و ساخته شده است یک برج. و اجازه دهید آن را به باغبانان و کشور را ترک.

12.2

در زمان برداشت او بنده به نزد باغبانان فرستاد تا از آنها را دریافت برخی از میوه تاک.

12.3

و آنها او را گرفتار، آنها او را ضرب و شتم، و او را فرستاد تا خالی می باشد.

12.4

و دوباره او را به آنها فرستاده بنده دیگر؛ آنها او را بر روی سر زده و او را تحت درمان قرار کشید.

12.5

او یکی دیگر از ارسال، و او را به قتل رساندند. پس از آن چندین نفر دیگر، ضرب و شتم و یا کشته شدند.

12.6

او هنوز هم یک پسر محبوب بود. او آخرین ارسال نزد آنها، گفت، آنها پسر من خواهد حرمت.

12.7

اما کسانی که باغبانان گفت در میان خود، این وارث است. بیایید او را بکشند، و ارث خواهد بود ما است.

12.8

و آنها او را گرفت، او را کشته، و او را از تاکستان انداخت.

12.9

در حال حاضر آنچه که مالک تاکستان انجام خواهد داد؟ او خواهد آمد و از بین بردن مستاجران و به تاکستان به دیگران است.

12.10

N’avez-vous pas lu cette parole de l’Écriture: La pierre qu’ont rejetée ceux qui bâtissaient Est devenue la principale de l’angle;

12.11

آن را با اراده خداوند است آن را به عنوان در حال انجام است، و آن را در چشم ما عجیب است.

12.12

آنها سعی کردند او را به دست گرفتن، اما جمعیت می ترسیدند. آنها دریافتند که آن را برای آنها بود که عیسی این مثل را گفت. و آنها او را به سمت چپ و رفت.

12.13

و آنها به او فرستاده خاصی از فریسیان و از Herodians، او را دستگیر در سخنان خود.

12.14

و آنها نزد او آمد، استاد، ما می دانیم که هنر تو درست است، و شما نگران نباشید شخصی؛ برای تو نمی شخص از مردان توجه نیست، اما آموزش راه خدا در حقیقت است. آیا جایز و یا به پرداخت مالیات به سزار؟ ما باید پرداخت یا پرداخت نمی کند؟

12.15

عیسی، دانستن نفاق خود، به ایشان گفت، چرا شما دچار وسوسه کردن من؟ من را بیاورید یک پنی، ممکن است که من را ببینید.

12.16

و آنها این را به ارمغان آورد. و او را نزد آنها گفت: چه کسانی به این تصویر و کتیبه است؟ سزار، آنها پاسخ دادند.

12.17

سپس او گفت: نزد آنها، ارائه به سزار آنچه که در سزار و به خدا آنچه آن خدا است. و آنها برای او در حیرت بودند.

12.18

Sadducees، که می گویند هیچ رستاخیز وجود دارد، به عیسی مسیح آمد و از او پرسید:

12.19

استاد، در اینجا چیزی است موسی نزد ما نوشت، اگر برادر کسی می میرد و برگ یک همسر، بدون فرزند، برادر او باید همسرش ازدواج و بالا بردن دانه به برادرش.

12.20

در حال حاضر هفت برادران وجود دارد. اولین ازدواج کرد و بدون مشکل درگذشت.

12.21

دوم بیوه به همسر در زمان و بدون مشکل درگذشت. این همین کار را با سوم،

12.22

و هیچ یک از هفت هیچ دانه باقی مانده است. تاریخ و زمان آخرین از همه زن نیز درگذشت.

12.23

در قیامت که از آنها به او یک زن؟ برای هفت او را به همسر داشتند.

12.24

عیسی جواب، آیا شما بنابراین نمی گمراه، زیرا آنچه را نمی دانند کتاب مقدس، و نه قدرت خدا؟

12.25

برای در رستاخیز مردگان، آنها نباید هیچ زنان را، و نه در ازدواج داده می شود، اما مانند فرشتگان در آسمان می باشد.

12.26

همانطور که برای رستاخیز مردگان، آیا در کتاب موسی را نمی خواند، چگونه خدا به او گفت، در بوش، من خدای ابراهیم، ​​خدای اسحاق و هستم خدای یعقوب؟

12.27

خدا خدا از مرده اما از زندگی نیست. شما به شدت در اشتباهید.

12.28

یکی از کاتبان است که آنها را با هم استدلال، درک است که او آنها را به خوبی پاسخ داده بود، آمد و پرسید او شنیده بود، فرمان اول از همه است؟

12.29

عیسی در جواب وی اولین: گوش دادن، اسرائیل، خداوند خدای ما، یهوه است.

12.30

و خواهی دوست دارم خدا پروردگار تو را با تمام قلب تو، با تمام روح خود و با تمام ذهن خود را و با تمام قدرت خود را.

12.31

دوم این است: عشق همسایه خود را به عنوان خودتان. هیچ فرمان دیگر بیشتر از این وجود دارد.

12.32

کاتب به او گفت: خوب، استاد. شما را به حق گفت که خدا یکی است، و هیچ یک دیگر از خود وجود دارد،

12.33

و به او را دوست دارم با تمام قلب خود، تمام افکار خود را، تمام روح خود را و تمام قدرت خود را، و به عشق همسایه خود را به عنوان خود، بیش از همه ارائه کل سوخته و فداکاری است.

1 2 3 4

عیسی را دید که او پاسخ عالمانه، به او گفت: تو به دور از ملکوت خدا نیست. و هیچ کس جرات او هر گونه سوال بپرسید بیشتر.

12.35

عیسی تدریس در معبد، گفت: چگونه علمای دین می گویند که مسیح پسر داود است؟

12.36

دیوید خود، متحرک توسط روح القدس، گفت: خداوند به خداوند من گفت، تو نشستن در دست راست من تا من را دشمنان خود را پای خود را.

12.37

دیوید خود او را پروردگار. چگونه پسر خود را؟ و انبوه او را شنیده با خوشحالی می پذیریم.

12.38

او آنها را در دکترین خود گفت، مراقب باشید از کاتبان، که می خواهم به راه رفتن در لباس بلند و درود در بازار،

12.39

که صندلی رئیس در کنیسه ها، و مکان های اول در اعیاد.

12.40

که ببلعند خانه های بیوه زنان، و برای تظاهر نماز را طولانی است. آنها خواهد شد به شدت مورد قضاوت قرار تر.

12.41

عیسی نشسته در برابر در برابر تنه، و مشهود چگونه مردم به آنها پول، رای دادند. چند بازیگران غنی از حد.

12.42

آمد یک زن بیوه فقیر خاصی وجود دارد، و او در دو کنه، که یک روپیه انداخت.

12.43

سپس عیسی به شاگردان خود به نام و به آنها گفت: من شما را به حقیقت، این بیوه فقیر به بیش از همه آنها که به خزانه ریخته.

12.44

از او، اما او، همه او تا به حال، همه او تا به حال زندگی می کنند و برای همه آنها در فراوانی آنها چیره بود.

علامت گذاری به عنوان 13

13.1

وقتی عیسی از معبد آمد، یکی از شاگردان او به او گفت، کارشناسی ارشد، نگاه کنید به چه شیوه ای از سنگ و چه ساختمان!

13.2

عیسی در جواب او میبینی تو این ساختمان های بزرگ؟ آن را به سنگ بر سنگ است که باید به پایین پرتاب نمی شود باقی نمی ماند.

13.3

او در کوه زیتون مقابل معبد نشسته بود. و پیر، ژاک و جان و آندریاس به او که سوال خصوصی:

13.4

به ما بگویید، زمانی که باید این چیزها اتفاق خواهد افتاد، و چه علامت خواهد شد شناخته شده است که همه این چیزها تحقق خواهد کرد؟

13.5

عیسی شروع به گفتن، توجه کنند که هیچ مردی شما را فریب.

13.6

برای بسیاری از باید به نام من آمده، گفت: منم. و باید بسیاری از فریب.

13.7

هنگامی که شما از جنگ و شایعات از جنگ را بشنود، می شود مشکل نیست: به این چیزها باید اتفاق می افتد. اما آن را نمی خواهد.

13.8

ملت در مقابل ملت افزایش یابد، و پادشاهی در برابر پادشاهی. وجود خواهد داشت زلزله در نقاط مختلف وجود خواهد داشت قحطی. این خواهد بود که تنها آغاز غم.

13.9

توجه کنند به خودتان است. ما شما را به دادگاه ارائه خواهد شد، و شما خواهد شد در کنیسه مورد ضرب و شتم. شما به خاطر من برای شهادت به آنها ایستاده قبل از فرمانداران، و قبل از پادشاهان،.

13.10

باید برای اولین بار از این خبر خوبی به همه ملت ها موعظه.

13.11

هنگامی که آنها شما دور شود و تحویل شما تا، در مورد آنچه شما برای گفتن نگران نباشید از قبل، اما می گویند هر آنچه شما در آن ساعت داده شده است؛ برای آن است که شما که صحبت می کنند، اما روح القدس نیست.

13.12

برادر برادر را به مرگ خیانت، و پدر فرزند خود را. کودکان در مقابل پدر و مادر افزایش می یابد و خواهد مرد.

13.13

شما می توانید توسط همه به خاطر نام من متنفر بودم، اما هر کس تحمل به پایان باید ذخیره شود.

13.14

هنگامی که می بینید عمل شنیع از دل تنگی ایستاده که در آن باید باشد، به او اجازه دهید که readeth درک، سپس اجازه دهید کسانی که در یهودیه هستند فرار به کوه.

13.15

به او اجازه دهید که در بام خانه به پایین آمده، و نه وارد به هر چیزی از خانه اش.

13.16

و به او اجازه دهید که در بازگشت درست است بازگشت به کت خود را.

13.17

وای بر آنها که با کودک و به آنها که به در آن روزها خورد!

13.18

دعا می کنم که این چیزها را در فصل زمستان اتفاق نمی افتد.

13.19

برای مشکل در آن روزها، که وجود خواهد داشت مانند از آغاز خلقت که خدا تا به حال ساخته شده است نه، نه، نه تا به حال خواهد بود.

13.20

و اگر خداوند آن روزها را کوتاه کرده بودند، هیچ گوشت ذخیره شود: اما او خداوند به دلیل منتخب که او را انتخاب کرد کاهش می یابد.

13.21

اگر کسی به شما گفت پس از آن: « در اینجا مسیح، است » و یا « او است وجود دارد، » آن را باور نمی کند.

13.22

برای مسیح باید کاذب و پیامبران دروغین وجود دارد بوجود می آیند. باید نشانه ها و شگفتی نشان برای فریب منتخب، در صورت امکان.

13.23

بر روی گارد خود را؛ من شما را از قبل گفت همه چیز است.

13.24

اما در آن روزها بعد از آن مصیبت، خورشید باید تاریک خواهد شد و ماه نور خود را نمی دهد،

13.25

ستاره از آسمان خواهد سقوط، و قدرت است که در بهشت ​​هستند باید متزلزل شود.

13.26

سپس پسر انسان دیده می شود در آینده در ابرها با قدرت های بزرگ و افتخار.

13.27

بنابراین او فرشتگان خود را ارسال و جمع منتخب خود را از چهار باد، از انتهای زمین به پایان می رسد از بهشت ​​است.

13.28

در حال حاضر مثل درخت انجیر یاد بگیرند. هنگامی که شعبه آن در مناقصه می شود و قرار می دهد چهارم برگ، شما می دانید که تابستان نزدیک است.

13.29

به طور مشابه، زمانی که می بینید این چیزها اتفاق می افتد، می دانم که پسر انسان نزدیک است، در درب.

13.30

من به شما بگویم حقیقت، این نسل نخواهد گذشت دور تا زمانی که همه این چیزها را.

13.31

آسمان و زمین به دور خواهد شد، اما سخنان من نباید منتقل می کند.

13.32

همانطور که برای روز و ساعت هیچ کس نمی داند، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر، اما تنها پدر.

13.33

توجه کنند، تماشا و دعا. برای آنچه را نمی دانند هنگامی که زمان می باشد.

13.34

آن را مانند یک مرد در حال رفتن به سفر، که در سمت چپ خانه خود، و قدرت را به بندگان خود، و به هر کار خود را، و فرمان پورتر به تماشای باشد.

13.35

سازمان دیده بان بنابراین، برای شما نمی دانید وقتی که استاد از خانه، و یا در شب، و یا در نیمه شب، و یا در خروس-کلاغ، یا صبح.

13.36

ترس او را پیدا کنید خواب، در آینده به طور ناگهانی.

13.37

چیزی که من به شما می گویم من نزد همه می گویند، سازمان دیده بان.

علامت گذاری به عنوان 14

14.1

عید فصح و فطیر نان دو روز بعد بود. اما سران کاهنان و علمای دین به دنبال چگونه آنها ممکن است او را با هنر و صنعت را، و او را به مرگ است.

14.2

اما آنها گفتند: نه در طول جشن، تا مبادا یک داد و بیداد در میان مردم وجود دارد.

14.3

عیسی در بیت عنیا در خانه شمعون جذامی بود، یک زن در آمد در حالی که او در جدول بود. او برگزاری گلدان ألبستر، که شامل یک عطر از nard خالص قیمت عالی. و ترمز جعبه، او آن را در سر عیسی ریخت.

14.4

چرا هدر این عطر: برخی از آنها خشم خود را ابراز؟

14.5

ما می تواند برای بیش از سه صد پنس به فروش می رسد، و با توجه به فقرا. و آنها علیه او زمزمه.

14.6

اما عیسی گفت: اجازه دهید او. چرا آن را انجام دهید ارزش آن را؟ او یک چیز زیبا به من انجام داده است.

14.7

برای شما همیشه اشخاص ضعیف را با شما، و شما می توانید آنها را خوب انجام دهد زمانی که شما می خواهید، اما شما نمی خواهد همیشه به من داشته باشد.

14.8

او آنچه را که میتوانسته انجام داد. او بدن من برای دفن مسح.

14.9

من به شما بگویم حقیقت، هر جا که انجیل در تمام جهان موعظه، که همچنین در حافظه از او چه او انجام داد.

14.10

یهودای اسخریوطی، یکی از دوازده، نزد سران کاهنان رفت، به خیانت عیسی به آنها.

14.11

پس از شنیدن این، آنها خوشحال بودند، و وعده پول را به او بدهد. یهودا به دنبال فرصت به او خیانت.

14.12

روز اول فطیر نان، زمانی که آنها جشن پسح قربانی، شاگردان خود را از او پرسید، کجا خواهی که ما به آماده فصح؟

14.13

و او دو نفر از شاگردان خود را فرستاده و به آنها گفت: برو به شهرستان. شما را ملاقات یک مرد حمل یک پارچ آب، به دنبال او.

14.14

هر جا که او وارد می شود، به استاد از خانه می گویند، استاد میگوید، جایی که من ممکن است فصح با شاگردان من خوردن کجاست؟

14.15

او به شما یک اتاق بزرگ فوقانی مبله و آماده نشان می دهد: این جایی است که شما آماده برای ما.

14.16

شاگردان به سمت چپ، به شهرستان آمد، و همه چیز یافت می شود که او به آنها گفته بود. و آنها فصح آماده شده است.

14.17

هنگامی که شب آمد، او با آن دوازده بود.

14.18

در حالی که آنها در جدول و غذا خوردن بودند، عیسی گفت: من به شما بگویم حقیقت، یکی از شما که eateth با من مرا تسلیم.

14.19

آنها شروع به پر غصه و برای گفتن به او، یک به یک، آیا من؟

14.20

او پاسخ داد: این یکی از دوازده، که با من در ظرف نرخهای پایین است.

14.21

پسر انسان می رود به عنوان آن است که از او نوشته شده است. اما وای به آن مرد توسط چه کسی پسر انسان خیانت است! بهتر است برای آن است که انسان اگر او متولد نشده است.

14.22

در حالی که آنها خوردن بودند، عیسی نان را گرفت. و هنگامی که او سپاس شده بود، او آن را شکست، و به آنان داد و گفت: نگاهی به؛ این بدن من است.

14.23

او در زمان جام. و هنگامی که او سپاس شده بود، او به آنها داد، و همه آنها نوشید.

14.24

و او گفت: این است خون من، خون این پیمان، که برای بسیاری ریخته است.

14.25

من به شما بگویم حقیقت، من نمی خواهد از میوه درخت مو تا آن روز وقتی که من آن را می نوشند جدید در ملکوت خدا می نوشند.

14.26

پس از خواندن سرود، آنها را به خارج از کوه زیتون رفتند.

14.27

عیسی به آنها گفت: همه شما سقوط دور. برای آن نوشته شده است: من چوپان اعتصاب و گوسفندان پراکنده خواهند شد.

14.28

اما پس از من مطرح می کنم، من قبل از شما به جلیل بروند.

14.29

پیتر به او گفت: اگر چه همه باید به جرم می شود، اما نمی خواهد I ..

14.30

عیسی گفت: من به شما بگویم حقیقت، شما، امروز، این شب بسیار، قبل از کلاغ خروس دو بار، سه بار خواهی انکار من است.

14.31

اما او به شدت بیشتری صحبت می کرد، اگر من باید با شما می میرند، من به شما را انکار کند. همه آنها گفت: همین.

14.32

آنها به یک مکان به نام Gethsemane به آمد، و عیسی به شاگردان خود گفت: در اینجا بنشینید در حالی که من دعا می کنم.

14.33

او با او پطرس، ژاک و جان، و شروع به درد شگفت زده و بسیار سنگین است.

14.34

او به آنها گفت، روح من غمگین است و حتی مرگ. اینجا بمانید و تماشا کنید.

14.35

و رفتن کمی دورتر، او خود را در برابر زمین انداخت، و دعا که، اگر آن را ممکن بود، در ساعت ممکن است از او منتقل می کند.

14.36

او گفت: آبا، پدر، همه چیز نزد تو ممکن است؛ را به دور این پیاله را از من! هنوز رتبهدهی نشده است چه من می خواهم اما آنچه شما می خواهید.

14.37

و او به شاگردان آمد و متوجه شد ایشان را در خواب، و به نزد پیتر، سیمون میگوید، شما خواب! می تواند شما را یک ساعت تماشا نیست؟

14.38

سازمان دیده بان و دعا، شما که به وسوسه وارد کنید. روح در واقع مایل است، اما جسم ناتوان است.

14.39

او رفت دوباره، و گفت: نماز همان.

14.40

او آمد و آنها را در بر داشت خواب. برای چشمان خود را سنگین بود. آنها می دانند آنچه به او پاسخ دهد.

14.41

او برای بار سوم در حال حاضر بازگشت، و به آنها گفت، خواب، استراحت و شما! کافی! زمان آن رسیده است؛ بنگر، پسر انسان به دست گناهکاران خیانت.

14.42

بلند شوید، آمده در. بنگر، او که خیانت من در دست است.

14.43

و بلافاصله، در حالی که او هنوز هم سخن می گفت، یهودا، یکی از آن دوازده، و با او به بسیاری با شمشیر و staves، از رؤسای کهنه و کاتبان و بزرگان.

14.44

او که خیانت او آنها را نشانه داد و گفت: هر کس من باید بوسه، که همان است. او را، و او را منجر به دور با خیال راحت.

14.45

زمانی که او وارد شدند، او به او نزدیک کرد و گفت، خاخام! و او را بوسید.

14.46

و آنها دست به دست در عیسی گذاشته، و او را به عهده گرفت.

14.47

یکی از کسانی که توسط شمشیر خود را کشید ایستاده بود و زده بنده کاهن اعظم و قطع گوش او.

14.48

عیسی جواب داد و گفت: نزد آنها، شما را به عنوان آمده در مقابل یک دزد، با شمشیر و باشگاه به من بگیرد.

14.49

من هر روز با شما در معبد آموزش بود، و شما مرا دستگیر نیست. اما این به طوری که کتاب مقدس انجام می شود.

14.50

همه او را ترک کردند و گریختند.

14.51

یک مرد جوان به دنبال او، داشتن یک پارچه کتانی در بدن است. این او را.

14.52

اما او را ترک پارچه کتانی، و فرار از آنها را برهنه.

14.53

آنها عیسی را به کاهن اعظم منجر شد، همه سران کاهنان و بزرگان و علمای دین جمع شده بودند.

14.54

پطرس او را به مراتب را به داخل حیاط کاهن اعظم را به دنبال. او با بندگان شنبه، و خود را در آتش گرم می شود.

14.55

اما سران کاهنان و تمام شورای دنبال شهادت در برابر عیسی به او را به مرگ، و آنها در بر داشت هیچ کدام.

14.56

برای بسیاری از شهادت دروغ علیه او با مته سوراخ، اما شاهد آنها توافق با یکدیگر نیست.

14.57

برخی برخاست و شهادت دروغ با مته سوراخ علیه او کرد و گفت:

14.58

ما شنیده او می گویند، من این معبد ساخته شده با دست را از بین ببرد، و در سه روز من یکی که توسط دست بشر انجام نداده ساخت.

14.59

حتی در این نقطه به شهادت خود موافقت نکرد.

14.60

سپس کاهن اعظم در میان خود ایستاده بود و عیسی پرسید، گفت: جواب تو هیچ چیز؟ این شاهد عینی در برابر تو چه؟

14.61

عیسی برگزار صلح او، و پاسخ هیچ چیز نیست. کهنه از او سؤال دوباره، گفت، تو هنر مسیح، پسر خدای متبارک؟

14.62

عیسی جواب داد، من هستم. و شما خواهید دید که پسر انسان نشسته در دست راست از قدرت، و آینده در ابرهای آسمان.

14.63

سپس کاهن اعظم پاره لباس های خود را، و میگوید، چه بیشتر نیاز داریم شهود داشته باشد؟

14.64

شما بارها شنیده اید که توهین به مقدسات. شما چه فکر میکنید؟ همه او را به عنوان مرگ مستحق محکوم کرد.

14.65

و برخی از شروع به تف بر او، و برای پوشش صورت خود را و او را با مشت خود را ضرب و شتم، گفت، نبوت! و بندگان تا با دادن او ضربات انجام داد.

14.66

در حالی که پیتر زیر در حیاط آمد، یکی از خدمتکاران کاهن اعظم وجود دارد.

14.67

و دیدن پیتر گرم شدن خود را، او در او با عیسی ناصری نگاه کرد و گفت، تو هم زباله.

14.68

او آن را تکذیب کرد و گفت: من نمی دانم، من نمی فهمم منظور شما چیست. سپس او را به سالن رفت. و خدمه خروس.

14.69

دوشیزه یا زن جوان او را دیدم، و دوباره شروع به گفتن به کسانی که در حال حاضر: این یکی از این افراد است. و او دوباره آن را رد کرده است.

14.70

اندکی بعد، کسانی که توسط پیتر ایستاده بود گفت: دوباره: مطمئنا تو یکی از این افراد، برای شما یک گالیله می باشد.

14.71

سپس او شروع به فحش و قسم می خورم، من مرد شما را از صحبت نمی دانند.

14.72

بلافاصله، بار دوم خدمه خروس. و پیتر به یاد کلمه که عیسی گفت: نزد او، قبل از کلاغ خروس دو بار، تو نباید به من انکار سه بار. و در انعکاس، او گریستم.

علامت گذاری به عنوان 15

15.1

در صبح روز سران کاهنان برگزار شد با مشورت با بزرگان و علما و کل شورای. موظف عیسی، آنها او را به دور، و او را به پیلاطس تحویل داده است.

15.2

پیلاطس از او پرسید: تو هنر پادشاه یهود هستی؟ عیسی جواب داد، تو میگویی.

15.3

و سران کاهنان چندین اتهام علیه او.

15.4

پیلاطس از او پرسید دوباره، گفت: جواب تو هیچ چیز؟ بنگر چگونه بسیاری از چیزهای در برابر تو شاهد.

15.5

اما عیسی هیچ جوابی ساخته شده بیشتر، به طوری که پیلاطس شگفت زده شدند.

15.6

در هر جشن او یک زندانی آزاد شده، و آنها را مورد نظر.

15.7

بود مردی به نام Barabbas در زندان با همدستان خود را برای قتل آنها در قیام متعهد شده بود وجود دارد.

15.8

و بسیاری گریه با صدای بلند، شروع به سوال چه که او تا کنون به آنان انجام داده بود.

15.9

پیلاطس آنها پاسخ: آیا شما می خواهید من را آزاد به شما پادشاه یهود هستی؟

15.10

برای او می دانست که به دلیل حسادت است که سران کاهنان تحویل شده بود.

15.11

اما سران کاهنان منتقل مردم، که پیلاطس و نه آزاد Barabbas.

15.12

پیلاطس پاسخ و گفت: نزد آنها، چه خواهد شد شما پس از آن که من باید نزد او آنها آنچه پادشاه یهود تماس بگیرید انجام دهید؟

15.13

آنها فریاد دوباره، مصلوب!

15.14

پیلاطس به آنها گفت: چه بد است که او انجام می شود؟ و آنها فریاد بیشتر: مصلوب!

15.15

پیلاطس، که مایل به برآورده جمعیت، Barabbas به آنها منتشر شد؛ و پس عیسی را تازیانه، او تحویل داده او تا مصلوب شود.

15.16

و سربازان او در دادگاه به رهبری دور، است که می گویند، در سالن، و با هم کل گروه.

15.17

آنها او را با لباس بنفش، و آن را روی سر خود قرار داده تاج از خار که آنها گیس باف بود.

15.18

آنگاه شروع به او درود می فرستم: سلام، پادشاه یهود!

15.19

آنها زده سر خود را با عصا و تف بر او، و رکوع زانو او را پرستش.

15.20

پس از آنها او را مسخره کردند بود، او را از بنفش ساده و قرار دادن لباس های خود او، و او را به دور به مصلوب.

15.21

آنها او را مجبور به حمل عیسی عبور رهگذر که از کشور، سیمون قیروانی، پدر اسکندر و روفوس،

15.22

و او را به مکانی به نام Golgotha، که به معنی محل از جمجمه به ارمغان آورد.

15.23

آنها به او داد به نوشیدن شراب مخلوط با مر، اما او آن را ندارد.

15.24

آنها او را به صلیب کشیده و جدا لباس خود، ریخته گری تعداد زیادی تصمیم بگیرید که چه باید هر.

15.25

این ساعت سوم بود، و آنها او را مصلوب کردند.

15.26

کتیبه نشان می دهد موضوع اتهام علیه او بخوانید: پادشاه یهودیان.

15.27

با او مصلوب آنها دو سارق مسلح، یکی در سمت راست خود و دیگری در سمت چپ او.

15.28

بنابراین انجام شد آنچه که از کتاب می گوید: او با ستمکاران شماره شد.

15.29

تصویب شده توسط او ناسزا گفت، wagging سر خود را، و گفت: هی! شما که معبد را نابود و ساخت آن را در سه روز،

15.30

نجات خودت و پایین آمدن از صلیب!

15.31

سران کاهنان، با کاتبان، آنها را مسخره کرد و گفت، او دیگران را نجات داد. او می تواند خود را نجات دهد!

15.32

اجازه دهید مسیح پادشاه اسرائیل فرود در حال حاضر از صلیب، که ممکن است ما را ببینید و ما فکر! کسانی که با او مصلوب شد او مذموم است.

15.33

ساعت ششم آمده بود، تاریکی تمام زمین تا ساعت نهم وجود دارد.

15.34

و در ساعت نهم عیسی با صدای بلند، الیو، الیو، sabachthani لاما گریه؟ که به معنی، خدای من، خدای من، چرا مرا ترک میکنی؟

15.35

برخی از کسانی که آن را شنیده وجود دارد، گفت، بنگر، او الیاس را خواستار شد.

15.36

و یکی از آنها زد و یک اسفنج با سرکه پر شده است، و داشتن یک نی، و به او به نوشیدن و گفت: اجازه دهید به تنهایی، اجازه دهید ما را ببینید که آیا الیاس خواهد آمد تا او را پایین.

15.37

اما عیسی با صدای بلند فریاد گریه و نفس.

15.38

حجاب از معبد در دو از بالا به پایین پاره شده بود.

15.39

یوزباشی، که ایستاده بود رو به او، دیدم که او در این راه تمام شده است، گفت: به راستی این مرد پسر خدا بود.

15.40

زنان تماشای از دور وجود دارد. در میان آنها مریم مجدلیه، مریم مادر ژاک بودند کمتر و یوشا و سالومه.

15.41

که او را به دنبال و زمانی که او در جلیل، و بسیاری دیگر بود که با او به اورشلیم آمد.

15.42

شب، آمده بود چون آن تهیه شد، است که می گویند، روز قبل از سبت –

15.43

جوزف از Arimathea، یک مشاور محترم، که او نیز خود را منتظر ملکوت خدا. او شجاعانه نزد پیلاطس، و بدن عیسی craved.

15.44

پیلاطس تعجب است که او تا به زودی مرده بود. او افسر رومی و از او خواست اگر او بلند مرده بود.

15.45

اگر که یوزباشی، او بدن به یوسف داد.

15.46

و او خریداری یک پارچه کتانی، عیسی را از صلیب و جو در زمان، او را در ملافه پیچیده شده، و آن را در یک برش آرامگاه از سنگ گذاشته شد. سپس او نورد سنگ در مقابل درب از سر قبر.

15.47

مریم مجدلیه و مریم مادر یوشا دیدند از جایی که او گذاشته شد.

علامت گذاری به عنوان 16

16.1

و هنگامی که روز سبت گذشته بود، مریم مجدلیه، مریم مادر ژاک، و سالومه خریداری ادویه جات ترشی جات، بنابراین می آیند و او را مسح.

16.2

اولین روز هفته، آنها نزد سر قبر آمد، در صبح، به عنوان خورشید فقط افزایش یافته است.

16.3

و آنها در میان خود گفت، چه کسی باید ما را از درب از سر قبر رول سنگ؟

16.4

و به دنبال کردن، آنها را دیدم که سنگ، که بسیار بزرگ بود، نورد شده بود دور.

16.5

و ورود به قبر، آنها را دیدم یک مرد جوان نشسته در سمت راست لباس پوشیدن و در لباس سفید، و آنها شگفت زده شدند.

16.6

او به آنها گفت: نگران نباشید. شما به دنبال عیسی ناصری، که مصلوب شد. او برخاسته است، او اینجا نیست. ببین جایی که آنها به او گذاشته شد.

16.7

اما رفتن، شاگردان و پیتر او بگویید که او قبل از اینکه شما در ضلال به جلیل، وجود دارد باید شما او را ببیند، به عنوان او به شما گفت.

16.8

و آنها به بیرون رفت و فرار از سر قبر. ترس و تعجب به حال. و آنها گفتند چیزی برای هر کسی، چرا که آنها میترسیدند.

16.9

عیسی اوایل روز اول هفته افزایش یافته است شد، او اولین بار ظاهر شد به مریم مجدلیه، از کسی که با او هفت شیاطین بازیگران بود.

16.10

او رفت و کسانی که با او شده بود، به عنوان آنها سوگواری و گریه گفت.

16.11

هنگامی که آنها شنیده ام که او زنده بود و او را دیده بود، آنها کافر شدند.

16.12

پس از آن او در فرم دیگری به دو نفر از آنها که در جاده ها از رفتن به کشور بودند ظاهر شد.

16.13

آنها بازگشت و دیگران، که معتقدند آنها را انجام نمی گفت.

16.14

پس از آن او نزد یازده به نظر می رسد به عنوان آنها در گوشت شنبه. و آنها را با بی ایمانی و سختی قلب خود را upbraided، چرا که آنها کسانی که او را دیده بود افزایش یافته است باور نمی کند.

16.15

سپس او به آنها گفت، برو در تمام جهان موعظه و خبر خوب به تمام خلقت.

16.16

او که ایمان و غسل تعمید است باید ذخیره شود، اما او که ایمان نباید گم می شود.

16.17

و این علائم به کسانی که بر این باورند همراه: به نام من آنها را دیوها را بیرون. آنها باید با زبان جدید صحبت می کنند؛

16.18

آنها باید را تا مارها. در صورتی که نوشیدن هر چیز مرگبار، آن را باید به آنها صدمه دیده است. آنها باید دست به دست در بیمار دراز، و بیماران بهبود می یابند.

16.19

سپس بعد از خداوند به آنها سخن گفته بود، تا به آسمان برده شد، و نشسته در دست راست خدا.

16.20

و بیرون رفتند و در همه جا موعظه. خداوند کار با آنها، و تایید کلمه با علائم زیر است.

 

خداوند با شما در زندگی خود و در قلب خود را.

پیروز

Laisser un commentaire

Entrez vos coordonnées ci-dessous ou cliquez sur une icône pour vous connecter:

Logo WordPress.com

Vous commentez à l'aide de votre compte WordPress.com. Déconnexion / Changer )

Image Twitter

Vous commentez à l'aide de votre compte Twitter. Déconnexion / Changer )

Photo Facebook

Vous commentez à l'aide de votre compte Facebook. Déconnexion / Changer )

Photo Google+

Vous commentez à l'aide de votre compte Google+. Déconnexion / Changer )

Connexion à %s


%d blogueurs aiment cette page :